2777
2789
عنوان

تجربه تلخ

106 بازدید | 13 پست

یه شب رفتم خونه عمم خوابیدم و نمیدونم چرا اینطوزی شد

واقعاً شرمندم ببخشید ولی تو خواب همش باد شکم خارج میشد و مسئله این بود که اول صبح این اتفاق افتاد و اونا بیدار بودن

ما تو آشپزخونه خوابیدیم حالا چون تو اتاق دختر عمم مارمولک دیدیم و پیدا نکردیم من لباسم رفته بود بالا پاهامم باز بودن و این اولین باری بود که اینطوری شد و صدا زیاد بود و خودم از خواب پریدم و زیر چشمی یه نگاه بهشون انداختم و وانمود کردم خوابم دیدم داره بهم میخنده و رفته شوهرشو آورده داره نگام میکنه میخنده


چی بگم واقعاً شرمنده تحقیر خجالت هرچی بگید باز میگیم باشه ولی اینکه من تو اون حالت لباسم رفته بود بالا و پتو روی من نبود و پاهام باز بود بدتر بود جلو شوهرش

خیلییییی خجالت کشیدم با اینکه پارسال این اتفاق افتاده ولی این چند روزه دوباره یادم اومده و بابتش خیلی خجالت میکشم و اون آخرین باری بود که خونه کسی خوابیدم

خیلیییییی حالم از خودم بهم میخوره

هیچوقت این اتفاق نیوفتاد دقیقا باید اونجا اتفاق میوفتاد!!!

کلا جلوی اونا هیچچ اعتماد بنفسی ندارم و همش تا میبینمشون یاد اون لحظه میوفتم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

حس بد نداشته باش مخصوصا وقتی کاری نمیتونی بکنی

من اتفاقات متفاوت زیاد برام پیش اومد که بعد شرمنده شدم ولی زود خودمو جمع کردم چون وقتی نمیتونم تغیر بدم چرا خودمو عذاب بدم


امیدت به خدا باشه، به خودت تکیه کن                                       به زبان انکار ادم ها گوش کنید; ادم ها دقیقا همان چیزی هستند که انکار میکنند

یه شب پسر داییم خونمون بود و من به دلیلی مجبور شدم شب بیدار بمونم

این بنده ی خدا هم توی حال خوابیده بود و بقیه مهمونا تو اتاق خواب ها بعد تا صبح هی صدا داد و بعدش از خواب میپرید و دورشو نگاه میکرد

وای خاک بگورم هر کیو میشناختم براش تعریف کردم از اون به بعد خدا زد تو سرم همون بلا هزار بار هزار جا سرم اومد مخصوصا وقتی پیش اونایی که براشون تعریف کردم بودم و هر دفعه میگم خدایا غلط کردم آبروی اون طفلک رو یبار بردم آبروی خودم هزار بار رفت هنوز بخشیده نشدم گویا☹️

یه قاشق فلفل قرمز هندی بزارین تو جیبتون🌶️هروقت هوس کردید با کسی دردودل کنید بریزید تو حلقتون                      
نمیتونم اصلا

چرا نتونی خب میتونی همیشه خاکشیر بخوری اون کمک میکنه غذا بهتر هضم بشه تا از این اتفاقا برات نیفته

کل گلبی یرکز وراک ،عمری کله راح ابفداک، احب آگضی های الدنیا اویاک ،رحت اموتن کله لهواک ،💛💛💛یمته الله یفتحلی نور و شوفنک اگبال اعیونی

حرفت درسته ولی میفهمی چی میگم چه حسی داره

درکت میکنم ولی بقول قدیمیا نه دزدی کردی نه هیزی کردی نه حق کسیو خوردی پس شرمنده هیچکس نباش

امیدت به خدا باشه، به خودت تکیه کن                                       به زبان انکار ادم ها گوش کنید; ادم ها دقیقا همان چیزی هستند که انکار میکنند
چرا نتونی خب میتونی همیشه خاکشیر بخوری اون کمک میکنه غذا بهتر هضم بشه تا از این اتفاقا برات نیفته

نه همون یه بار بود منظورم اینه که نمیتونم فراموشش کنم و بهش فکرنکنم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2833
2791
2779
2792
2108