2777
2789
عنوان

امشب 💔💔

98 بازدید | 3 پست

امشب سوار تاکسی شدم که برگردم خونه همینجوری تکیه دادم و داشتم فکر میکردم به مامانم که چقدر زود منو با یه خواهر و برادر تنها گذاشت داشتم به اینبمیکردکه من با چی خوشحال میشم به این فکر میکردم که کی قراره زندگی منم بهتر بشه از صبح تا شب دارم درس میدم بعد اولیا با منت پولمو میدن داشتم به این فکر میکردم که دوستام با گوشی آیفون عکس قدی میگیرن خدایا بهشون بیشتر بده اما یه نگاهی به این پایینی هم بکن نمیگم تا حالا بهم ندادی اما خب اونا بت پول ددی دارن عشق و حال میکنن من اینجا دارم سگ دو میزنم برای جمع کردن پول برای نیلز های خواهر برادرم کلاسشون تحصیلشون کاشکی یه قدم برای منم برداری خلاصه که این شرایط برای هیچکس آرزو نمی کنم





خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108