سلام بر هنگامه ظهورت، که با امدنت هزاران غم واندوه ،از دل های عاشقانت مهو میشودمولایم ،این روز ها دنیا را درکنار شما تصور میکنیم
در کنار شما که وارث انبیا و اولیا هستی
وارث تمام خوبی ها و نیکی ها
بگو از دلتنگی و دوری ات کجا برویم؟
کجا برویم که خبر امدنت را بشنویم؟
کجا بنشینیم که صدای پر مهرت را بشنویم؟
کجا بایستیم که گذرت از انجا را ببینیم؟
کجا بخوابیم که رؤیایت را ببینیم؟
کجایی مولای من؟
بگو کجایی که خود را به تو برسانیم.
مولایم ،جای خالیت ،حفره ای بزرگ در دنیای مان درست کرده
که هرگاه دلتنگت میشویم به عمق آن سقوط میکنیم
آقاجان کی تمام میشود این روز های سرشار از غم وحجران
اقاجان کی از راه میرسد روز های وصال و پایان درد جدایی
کی میایی و ما را از غم نجات میدهی و از نگاه پر مهرت، دل بی تاب ما آرام میگیرد
کی میایی و روزگاری ،که ابرهای تیره وتار جهل وگمراهی، آسمان بشریت را احاطه کرده را پایان میدهی
کی میایی و بشریت را از غل و زنجیر دام های شیطان رهایی میدهی، وحق را زنده وباطل را برای همیشه نابود می کنی
آقای من. بازی با کلمات را بلد نیستم
اما از وقتی سخن گفته ام و معنای سخن خود را فهمیدم .دوستت دارم و انتظارتان رامیکشم
مولا جان. بزرگترین غم من غیبت شماست
وبزرگترین آرزویم ظهور شما
و به امید روزی زنده ام .که غروب جمعه اش به انتظاری دردناک نگذرد
و به امید روزی که همه عالم بفهمند .آن چیز که مارا روی زمین نگه داشته .جاذبه زمین نیست بلکه وجود شماست