روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ببین من از طریق یه بچه ها تو دانشگاه مبتلا شدم به آنفولانزا از دیروز سرفه هام شروع شد وحشتناک طوری که سینم خس خس میکرد امشب مادربزرگ همسایه امون گفت یه تیکه نبات بزار رو زبونت مک بزن سرفه هات بند میاد اصلا باورم نمیشه با اون حال خرابم یدفه سرفه هام بند اومد
توجه کاربر اقام ،توجه با اجازه خانوم بچه های سایت هرچه بیشتر ادما رو شناختم ،فهمیدم با بعضیا نباید خودت باشی،باید خودش باشیhttps://uploadkon.ir/uploads/0fb801_25hayedeh-bia-bargard-music-irani-com-.mp3