تو تاپیکهای قبلم هست که سقطم چی شده وفلان میخواستم نظر بخوام از شما دوستان من 25سالمه شوهر 31 با ازدواج سنتی شغلش تو جاده ست تقریبا هر پانزده روز میاد منو هم اورده عروس تو خونه مادرشوهر طبقه بالا،همه چی تحت کنترل کلی دعوا ها داشتیم سر مادرش تو این دوسال که اومدم نه به قول اولش که شغلمو عوض میکنم عمل میکنه نه منو میبره یجا دیگه واقعا هم تو فشار عصبیم تو خونه ای که وسایل تازه م هست اصلا دوس ندارم برم تازه وقتی هم خونه ست زیاد نمیمونه فقط در حد ناهار شام بعد خواب کلا بگم ددریه خانوادشم نگم که انگار خدارو نمیشناسن حالا کل زندگیم با تردیده بچه هم میخواد نمیکشم چیکار کنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
سلام عزیزم بهتره اول یه تصمیم جدی واسه زندگیت بگیری اگر واقعا میخوای بمونی و تحمل کنی وراهی جز این نداری حرفی نیست ولی اگر تردید داری بچه اوردن اشتباه محضه!!!!!