تو تاپیکهای قبلم هست که سقطم چی شده وفلان میخواستم نظر بخوام از شما دوستان من 25سالمه شوهر 31 با ازدواج سنتی شغلش تو جاده ست تقریبا هر پانزده روز میاد منو هم اورده عروس تو خونه مادرشوهر طبقه بالا،همه چی تحت کنترل کلی دعوا ها داشتیم سر مادرش تو این دوسال که اومدم نه به قول اولش که شغلمو عوض میکنم عمل میکنه نه منو میبره یجا دیگه واقعا هم تو فشار عصبیم تو خونه ای که وسایل تازه م هست اصلا دوس ندارم برم تازه وقتی هم خونه ست زیاد نمیمونه فقط در حد ناهار شام بعد خواب کلا بگم ددریه خانوادشم نگم که انگار خدارو نمیشناسن حالا کل زندگیم با تردیده بچه هم میخواد نمیکشم چیکار کنم