2777
2789
عنوان

جدایی

| مشاهده متن کامل بحث + 1251 بازدید | 122 پست
خب داری میگی اما می‌فهمی که دوستت دارن....این هیچ رفتاری نداره که بدونم دوسم داره...مریض باشم نگرانم ...

شک

ندارم ی چیزی توش دیدی که موندی

یا انتخابش کردی

خوب یه دسته ادما اینجورین 

در کل ادم خوب ینی خوبیاش بیشتر از بدیاش باشه

خود شما بدی نداری؟

باید سعی کنید دونه دونه اخلاقای بدشو کنار

بزاره فاکتورهای خوبم زیاد داره

چن تاشو گفتید

دست بزن نداره مواد نمیکشه و....

باید خواسته هاتونو ییان کنید

بازبون خوش


📛 اقا آخرش همه دوستام زن میگیرنمنم میشم اون رفیق مجرد عیاشی که زناشون میگن با این نگرد

خودبرتربینی خودشیفته ازخودراضی ازخودمتشکر

دقیقا خودبرتر بینی داره ....حتی وقتی میگم من با عقیم بودنت ساختم میگه منت نذار برای زندگیت کردی...و مدام توی بحثا سعی داره خودشو توجیح کنه و برنده باشه و به فکر آروم کردن من نیست....توی جمع هم وقتی حرف میزنم مدام میگه هیس فلانی داره نگاه میکنه

میشه که بشه؟؟؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دقیقا خودبرتر بینی داره ....حتی وقتی میگم من با عقیم بودنت ساختم میگه منت نذار برای زندگیت کردی...و ...

عجب صبری داری 

عمری ک اجل در عقبش می‌تازد هرکس که غم و غصه خورد می‌بازد پس غصه و اندوه چرا ای عاقل دنیا ب دمی دنیا کار تو را میسازد & زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست &هرکسی را محرم اسرار و تنهایی ندان سایه همراه تو می‌آید ولی همراه نیست.&گوش خر کوتاه کردی اسب شد آیا مگر؟جان من ذاتیست بعضی ویژگی های بشر

شکندارم ی چیزی توش دیدی که موندییا انتخابش کردیخوب یه دسته ادما اینجورین در کل ادم خوب ینی خوبیاش بی ...

به نظرت اینکه انتظار داشته باشم وقتی زیر سرم هستم یه زنگ بزنه حالمو بپرسه خواسته زیادیه؟ 

یا دیروز که دندونمو جراحی کردم پشت در اتاق وایستاد کار زیادی بود؟ 

اینکه تولدمو یادش باشه خواسته زیادیه؟

من توی این ۱۲سال بارها و بارها همین توجهات کوچیکو ازش خواستم...بارها گریه کردم و گفتم یه پیامک به من بده ...خودمو خورد کردم خودمو شکستم

میشه که بشه؟؟؟
عجب صبری داری

نمیدونم اسمش صبره یا ترس از جدایی اما هر چی که هست روانمو نابود کردم

توی مسافرت پشت فرمون مدام چرت میزنه و انگار تنهایی رفته بودم سفر ...هر جا هم نگه می‌داشتیم نه باهام حرف می‌زد نه جیزی ...توی گوشیش بود غذا می‌خورد و میخوابید

میشه که بشه؟؟؟
مشاوره رفتیم، نشست جلو مشاور گریه کرد اونم گف خانوم ایشون خیلی شمارو دوس داره ....منم گفتم چطور دوس ...


بعد جوابش چی بود پیش مشاور؟

میگفتی خب حرف بزن اقای بی احساس 

گریه کردن فایده نداره ک

ازدواجتون سنتی بوده؟

تاحالا نگفته مثلا من فلانی رو دوستش داشتم و نشد بهم برسیم.....؟

اینجا برای عقده گشاییهاتون نیس ، وقتی با اسی حرف میزنم پابرهنه نپر وسط حرفامون، خود اسی ۱۰۰متر زبون داره اخه بدبخت تو رو چه به نصیحت کردن و چرت و پرت سرهم کردن نظری هم داری بذار واسه خودت چون حوصلم نمیکشه دیگه بخوام تورو ادب کنم اون کار مادرته که سهل انگاری کرده ....مستقیم بیا برو توووی کوووووووووووووووچه

آخ شوهر منم همینه باهاش حرف میزنم همش یه جا دیگه رو نگاه میکنه یا مثلا یهو وسط حرفم یه حرف دیگه میزن ...

اخه فقط این نیست ...مثلا من میرقصم اصلا نگام نمیکنه یا برم بیرون دیر بیام خونه اصلا نگرانم نمیشه ...مریض باشم اگه شیفت باشه اصلا تماس نمیگیره و خونه هم باشه مث دیشب میگیره می‌خوابه...بهش بگم فلان ساعت بیا دنبالم باید هزار بار زنگ بزنم تا یادش بمونه 

میشه که بشه؟؟؟
بعد جوابش چی بود پیش مشاور؟میگفتی خب حرف بزن اقای بی احساس گریه کردن فایده نداره کازدواجتون سنتی بود ...

آره متاسفانه سنتی ازدواج کردیم ...نه اینکه کسی دیگه رو دوس نداره ازش مطمئنم و واقعا فکر نمی‌کنم چون هورمون مردانه کم داره بتونه کسیو مث یه مرد دوس داشته باشه...

حتی وقتی من گریه میکنم میگیره می‌خوابه...رفتم بخاطرش چند بار با اسپرم اهدایی آی یو آی کردم اما حتی حالمو بعد عمل نپرسید حتی تشکر نکرد حتی دلداریم نداد

میشه که بشه؟؟؟
به نظرت اینکه انتظار داشته باشم وقتی زیر سرم هستم یه زنگ بزنه حالمو بپرسه خواسته زیادیه؟ یا دیروز که ...

من کارهای ایشونو تایید نکردم

درکل منظورم ب این بود که خوب مطلق که وجود نداره

حالا فک کن همش زنگ بزنه بگه عزیزم و فلان مثلا میگم

ولی ی رابطه پنهانی داشته باشه

بیشتر سعی کن نکات مثبتش تو نظرت باشه

حداقل حالت بهتره 

📛 اقا آخرش همه دوستام زن میگیرنمنم میشم اون رفیق مجرد عیاشی که زناشون میگن با این نگرد

پارسال پدرش جراحی داشت ...تا توی اتاق رفت بستریش کرد باهاش سلفی گرفت دلداریش داد و اومد.....اما با م ...

شوهر منم همینطوری بود تا می‌فهمید مثلا آبجیش مریض شده کلی خوراکی میخرید براشون می‌برد ولی من چیزیم میشد میگفت خودتو لوس نکن

داریم طلاق میگیریم عقدیم

پرستار ICU🥰🥰 تپلویم تپلو صورتم مثل هلو

چقدر زندگیت شبیه من بود تازه بهتر، من خودم به تنهایی دکتر میرفتم و دنبال درمان نازایی بودم

اره عزیزم منم تنهایی دنبال دکتر و اینا بودم ایشون نقش راننده دارن

میشه که بشه؟؟؟
خب شاید میریزه تو خودش و ظاهر و حفظ میکنه یا غرورش شکسته به خاطر مشکلش نمیخواد به روی خودش بیاره به ...

مشاور که رفتیم یه برگه داد گف این کارارو انجام بدید دوهفته بعد بیاید ....از برگه عکس گرفتم حتی نگفت عکسو برام بفرست....حتی در این حد تلاش نکرد ....منم عکسو نفرستادم و دیگه جلسه فیکس نکردم 

میشه که بشه؟؟؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792