2777
2789
عنوان

شوهر خسیس

589 بازدید | 58 پست

۵ سالمونه سه ساله تو عقدیم میگه تا یه سال دیگه نمیتونم عروسی بگیرم در صورتیکه وضع مالیش خوبه و درامد خوبی داره

منم شاغلم اما چند ماهه بیکارم یه بار بهم نگفت پول میخوای یا نه حتی یه شارژ زورش میاد بخره هرچی ازش میخوام حتی ساده ترین چیزا میگه ندارم 

هیچکار برام نمیکنه بهش گفتم چرا خرجم نمیکنی گفت خونه باباتی وظیفه خودت و باباته در صورتی که از من انتظار داره خیلی زن خوبی باشم و به حرفش گوش بدم که متاسفانه انقد ساکت و ضعیف و تو سری خور شدم نمیتونم به حرفش گوش ندم چون سریع قهر میکنه و حتی شده تا ۱ ماه خبرمو نگیره و قهر باشیم 

بقیش در کامنت

مناسبتا هم براش اهمیتی نداره خیلی وقتا کادوهای چرت و پرتشم نمیخره 

امقد خسیسه حتی برای خودشم زورش میاد یه جوراب بخره لباسای بیرونیشو منو مادرش میخریم . بعضی لباسای خونش قدیمی و پاره ان حتی نمیذاره بندازمشون 

به من قول داده بود منو ببره سفر پارسال با دوستاش رفت سفر گفت تایم خالی پیدا کنم تورو میبرم اما تا تایمش خالی شد با خانواده خودش رفت کربلا منم به هیچ جاشون گرفتن 

مسائل مالیشو معمولا پنهان میکنه خودم بعد چند وقت میفهمم میگه به تو ربطی نداره بعضی وقتام مظلوم بازی درمیاره میگه به تو نمیگم که استرس نگیری

تو این سه سال یه سفر نبرده منو همش میگه پول ندارم وقت ندارم ولی دیدم وقتایی که دلش بخواد هم پول داره هم وقت

به شدت دوستاشو دوسداره. رفیق بازه 

برای اونا از من میزنه برای من از اونا نمیزنه

 خانوادشم ادمای خوبی هستن ولی این مظلوم بازیای بیخودش و خساستش و پنهان کاریش روانیم کرده افسردم کرده دلم خیلی میخواد جدا بشم اما امقد شرایط جامعه داغونه نمیخوام تا اخر عمر مجرد بمونم یا گیر یه شوهر خیانت کار و معتاد و کنترل گر بیفتم از طرفی هم واقعا به مرز فروپاشی روانی رسیدم . هرچی هم باهاش صحبت میکنم اصلا براش مهم نیست خیلی وقتام تا دهنمو باز میکنم دعوا راه میندازه منو مقصر میکنه خدایا یه راهی جلو پام بذار پیر شدم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

بعد باهاش میخوای بری زیر یه سقف؟

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی

کاش زودتر متوجه این خصلتش میشدی 

شاید هم شدی و نادیده گرفتی 

در آینه اگر نقش نمی بینی،آینه را چه گناه...تو خود کدر شده ای... . فحش اگر بدهند، ازادی بیان است، جواب اگر بدهی بی فرهنگی است! سوالی اگر بکنند ازاد اندیشند، سوالی اگر بکنی تفتیش عقاید! تهمت اگر بزنند در جستجوی حقیقت اند، جواب اگر بدهی دروغگویی! مسخره ات بکنند انتقاد است، جواب اگر بدهی بی جنبه ای! اگر تهدیدت کنند، دفاع کرده اند... اگر از عقایدت دفاع بکنی خشونت طلبی!

تو این سه سال یه سفر نبرده منو همش میگه پول ندارم وقت ندارم ولی دیدم وقتایی که دلش بخواد هم پول داره ...

فکر میکنی مجرد موندن واقعا بدتر از بودن با آدم خسیسیه که آدم حسابت نمیکنه؟

یا مثلا این آدم واقعا فکر میکنی از یه خیانتکار دروغگو بهتره و زندگی باهاش ساده تره؟ و با اینهمه عیبی که داره تضمین میکنی خیانت هم نمیکنه بهت؟ اگه کرد چی؟


و اصن چرا فک میکنی تا آخر عمر باید تنها بمونی، اعتماد به نفست کو؟

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
جلو ضرر از هرجا بگیری منفعتههمیشه انتخاباتی بعدی بهترنچرا زود عقد کزدی باهاش نشناختی از قبل

۳ سال دوست بودیم کاملا یه مدل دیگه نشون داده بود خودشو اصلااااا خساستشو نشون نمیداد یهو بعد ازدواج عوض شد

عقلانیش اینه نرم ولی حال روحی روانیم مناسب جدا شدن نیست

برو پیش تراپیست که حالت مناسب جدا شدن شه

این حرفا چیه


روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792