دوستان من کات کردم سر اینکه گفتم برو ب خانوادت بگو و مادرش مخالفت کرد حتی بعد چند وقت رفتم ک برش گردونم برنگشت غرورم خورد شد حتی اما مسکل اینجاست وقتی منو میبینه چشم قره میره من ک دشمنش نیستم چرا اینجوری میکنه بخدا خیلی دلم میشکنه دلیل این رفتاراش چیه