وااای بچه ها الان یه عکس ازش دیدم خودم بلاکش کردم دختر داییم واسم فرستاد گفت ترخدا چطوری با این بودی،اصلا بچه ها با تیپشو اینا کار ندارم که لباسای کهنه و داغون میپوشید با اینکه کلی لباس نو داشت ولی نمیپوشید...با اینا کار ندارم،من از بهمن و اسفند زدم زیر هنه چیو رفتن دنبال طلاق ولی دقیقا یادمه همین کفشی ک تو عکس پاش بود که خیلی داغونه و خیلیم ارزون خریده بود اینکه بگم مثلا چیز خاصیه که نگهش داشته نه،ولی همین کفشی ک تو عکس پاشه امروز دیدم ما دی ماه باهم رفته بودیم دکتر یهو دیدم رویه ی کفشش از کفی کفش جدا شده بعد گفتم وای چرا عوضش نمیکنی گفت عشقم نمیدونی پول ندارم فلان حالا هم خودش نیم بوت داشت هم من براش خریده بودم هم کلی کفش کتونی اینا داشت نمیپوشید،اینا به کنار میخوام اینو بگم ک اون کفشی که تو عکس دیدم پاشه االان همونی ک تو دکتر دیدم پاره شده بود واییی یعنی داره هنوز همونو میپوشه!!وااای.....خدایا شکرت ک عروسی نکردم باهاش
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
.آهای با تو حرومزاده م که نمیبینی و نمیخوای ببینی که نوشتم متاهل .من فقطط تو رو یه حرومزاده میدونم ..به شناسنامه ت قناعت نکن برو یه تست دی آن ای بده تا بفهمی که واقعا یه حرومزاده ای .و بابات اونی نیست که اسمش تو شناسنامته 🤣🤣😂😂😏😏اونی که حلال زاده ناموس میدونه چیه ..اما تو حالیت نیست ناموس چیه .چون تو خانواده تون بی ناموسی موج میزنه و عادیه .... من برای آنها کسی بودم که برای خود آرزو داشتم💔💔. عادلانه نیست بی تو سر کنم ؛بی هوای تو
برو سجده شکر به جا بیار خدا خیلی دوست داشته هیچی برات نمیخرید؟
ببین خریداش اینا بود مثلا قبل عقد رفتیم طلافروشی برای خرید سرویس و نشونو اینا گفت عشقم اصلا فکر قیمتو نکن هرچی میخوای بردلر،بعد اینکه خریدم واسه خرید خونه انقدر گفت ندلرم و فلاگفتم باشه من همه طلاهامو حتی هدیه ها ی عقد و طلاهایی ک واسه مجردیم بودم میدم خونه بخر بعد گفتم نهایتا یا ب اسم هودش میزنه یا سه دنگ س دنگ،دیدم وای ۶ دنگشو زده ب اسم مادرش،یه خرید دیگه هم برای عید رفتیم خرید ۳تومن یه شلوار و مانتو و روسری،این دوتا خرید اوکی بود منم فکر کردم از لحاظ خساست اوکی دیگه،بعد هی چند بار اینور اونور رفتیم گفت کارتمو جا گذاشتم رفتیم شمال سفر خاتوادگی با خانواده ی من صفر تا صد به هزینه خاتواده ی من بود رفتیم پاساژ یهو گفت کارتمو جا گذاشتم بعد زنگ زد ب مامانش گفت ۷۰۰تومن میزنی ب کارتم😐منم هیجی نمیگفتم کوتاه میومدم بعد رفتیم دوتا تاپ صدتومنی خریدم وای یهو قاطی کرد اتقدر غر زد اشک منو دراورد تو خیابون زدم زیر گریه عین چی گریه میکردم بعد اصلا راشو کشید رف براش مهم نبود این زن منه،این وضعیت بود شماره حساب منم حتی تو این یکسال نداشت میگفت ما کارت جدا نداریم تو خونمون یه کارت هست اونم من همیشه باهاتم تو تنهایی جایی نمیری ک کارت جدا بخوای،۶ماه اینطوری گذشت تا خونه ک خرید قسطم باید میدادوای ب من میگفت مثلا بیرون نریم چون پول ندارم که حتی یه شیرکاکایو بخرم بعد هرجا هم اگ میرفتیم من کارت میدادم یا مثلا شب یلدا یه شالو یه شومیز ۴۰۰تومنی اینا خریده بود اورد بده بهم گفت عشقم اینارو قسطی خریدما،بعد یه بار بابام رفت ادارشون گفت چرا لباس فرمش این شکلیه کوچیکه پارس ماهم گفتیم شاید دست بالش خالیه رفتیم براش گرفتیم بعد دیدم دوباره داره اون پاره رو سر کار میپوشه،بعد تو اوج این نداریا یهو دیدم یه شب دوستش و زنشو شام دعوت کرد بیرون نمیدونم به برادرش ۵۰ میلیون پول داده بود من جندروز بعد فهمیدم،اخرین بار رفتیم دندونپزشکی سپاه من جراحی داشتم و تاحالا نرفته بودم اونجور جاها رفتیم اینم واستاده بود میگفت ندارم منم هیچی نمیگفتم من واسه خودمو حساب کردم جراحیم تموم شد رفتم دنبالش دیدم ۳تا دندونشو حساب کرده نشسته دکتر داره واسش انجام میده،بعد اومدیم بیرون میگم گرسنمه یه سوپر مارکت نگهدار گفت مثل زنهای مردم یه چیزی بذار تو کیفت از خونه بیار دیگه😑یا مثلا فیلم این بلاگرا ک مثلا بی پولن تو ماشین نون بربری میخورنو واسه من میفرستاد میگف ببین دختر چقد عاشق شوهرشه،این اخری بهم میگفت فکر کنم فقط تو روتین پوستی داری پول میدی واسه این چیزا تازه خودم میخریدم،اینطوری ب من میگفت ندارم بعد مثلا میفهمیدم فلان قدر خرج ماشین کرده به جای کابیسنت ۵۰ تومنی کابینت ۸۰ تومنی زده یا مثلا به جا پکیج ۲۰ تومنی ۵۰تومنی زده از اینا بود ک مثل زنداداشش انتظار داشت زن مثل گداها بگرده خوبه،دوست دامادمون خودشو با داداشش دیده بود گفته بود اقای فلانی چرا لباسشون مثل دوره گرداس روت میشه بگی این باجناقمه😭😭😭😭😭😭حالا قبل عقد تیپش خوب بودا بعد عقد سیستم کلا برگشت
فقط تو لباس پوشیدن اینطور بود یا کلا خسیس بود؟؟آخه این اختلالی ک طرف لباس و کفش نو داشته باشه اما که ...
ببین خریداش اینا بود مثلا قبل عقد رفتیم طلافروشی برای خرید سرویس و نشونو اینا گفت عشقم اصلا فکر قیمتو نکن هرچی میخوای بردلر،بعد اینکه خریدم واسه خرید خونه انقدر گفت ندلرم و فلاگفتم باشه من همه طلاهامو حتی هدیه ها ی عقد و طلاهایی ک واسه مجردیم بودم میدم خونه بخر بعد گفتم نهایتا یا ب اسم هودش میزنه یا سه دنگ س دنگ،دیدم وای ۶ دنگشو زده ب اسم مادرش،یه خرید دیگه هم برای عید رفتیم خرید ۳تومن یه شلوار و مانتو و روسری،این دوتا خرید اوکی بود منم فکر کردم از لحاظ خساست اوکی دیگه،بعد هی چند بار اینور اونور رفتیم گفت کارتمو جا گذاشتم رفتیم شمال سفر خاتوادگی با خانواده ی من صفر تا صد به هزینه خاتواده ی من بود رفتیم پاساژ یهو گفت کارتمو جا گذاشتم بعد زنگ زد ب مامانش گفت ۷۰۰تومن میزنی ب کارتم😐منم هیجی نمیگفتم کوتاه میومدم بعد رفتیم دوتا تاپ صدتومنی خریدم وای یهو قاطی کرد اتقدر غر زد اشک منو دراورد تو خیابون زدم زیر گریه عین چی گریه میکردم بعد اصلا راشو کشید رف براش مهم نبود این زن منه،این وضعیت بود شماره حساب منم حتی تو این یکسال نداشت میگفت ما کارت جدا نداریم تو خونمون یه کارت هست اونم من همیشه باهاتم تو تنهایی جایی نمیری ک کارت جدا بخوای،۶ماه اینطوری گذشت تا خونه ک خرید قسطم باید میدادوای ب من میگفت مثلا بیرون نریم چون پول ندارم که حتی یه شیرکاکایو بخرم بعد هرجا هم اگ میرفتیم من کارت میدادم یا مثلا شب یلدا یه شالو یه شومیز ۴۰۰تومنی اینا خریده بود اورد بده بهم گفت عشقم اینارو قسطی خریدما،بعد یه بار بابام رفت ادارشون گفت چرا لباس فرمش این شکلیه کوچیکه پارس ماهم گفتیم شاید دست بالش خالیه رفتیم براش گرفتیم بعد دیدم دوباره داره اون پاره رو سر کار میپوشه،بعد تو اوج این نداریا یهو دیدم یه شب دوستش و زنشو شام دعوت کرد بیرون نمیدونم به برادرش ۵۰ میلیون پول داده بود من جندروز بعد فهمیدم،اخرین بار رفتیم دندونپزشکی سپاه من جراحی داشتم و تاحالا نرفته بودم اونجور جاها رفتیم اینم واستاده بود میگفت ندارم منم هیچی نمیگفتم من واسه خودمو حساب کردم جراحیم تموم شد رفتم دنبالش دیدم ۳تا دندونشو حساب کرده نشسته دکتر داره واسش انجام میده،بعد اومدیم بیرون میگم گرسنمه یه سوپر مارکت نگهدار گفت مثل زنهای مردم یه چیزی بذار تو کیفت از خونه بیار دیگه😑یا مثلا فیلم این بلاگرا ک مثلا بی پولن تو ماشین نون بربری میخورنو واسه من میفرستاد میگف ببین دختر چقد عاشق شوهرشه،این اخری بهم میگفت فکر کنم فقط تو روتین پوستی داری پول میدی واسه این چیزا تازه خودم میخریدم،اینطوری ب من میگفت ندارم بعد مثلا میفهمیدم فلان قدر خرج ماشین کرده به جای کابیسنت ۵۰ تومنی کابینت ۸۰ تومنی زده یا مثلا به جا پکیج ۲۰ تومنی ۵۰تومنی زده از اینا بود ک مثل زنداداشش انتظار داشت زن مثل گداها بگرده خوبه،دوست دامادمون خودشو با داداشش دیده بود گفته بود اقای فلانی چرا لباسشون مثل دوره گرداس روت میشه بگی این باجناقمه😭😭😭😭😭😭حالا قبل عقد تیپش خوب بودا بعد عقد سیستم کلا برگشت
فقط تو لباس پوشیدن اینطور بود یا کلا خسیس بود؟؟آخه این اختلالی ک طرف لباس و کفش نو داشته باشه اما که ...
هنون نمیدونم دردش چی بود بعد هر دفعه هی بهونه میاورد لباس درست نمیپوشید ،یدفه خونشون بودم زورش کردم از لباسایی ک من برلش خریده بودم بپوشه سرتا پا بعد تو راه اتقدر بهم ریخته و عصبی بودا،یا مثلا یه بار بافت نو پوشیده بود استینش میخورد به بند ساعت این اعصابش خورد میشد ک این ریش ریش شده،یه سری لباساش اصلا کوچیک شده بود ولی اتیکت داشت،یا یه شب بهم حرف زد تومهمونی پرخاش کرد سر اینکه چرا دستمال کاغذیت افتاده زمین بعد داشتم نصف شب تو خونشون گریه میکردم تنها بعد ایرپادی ک هودم براش هریده بودنو از کشوش برداشم اهنگ گوش دادم همون وسط گریه درش اوردم گذاشته بودمش رو زمین دیدم با همون حالت ناراحای و عصبانیت اومد اونو جمع کرد گذاشت تو جعبه گذاشت تو کشوش