2777
2789
عنوان

صدا بیزاری

105 بازدید | 16 پست

صدای هرچیزی رو مخمه خش خش پلاستیک 

ماچ مولوچ کردن غذا صدای تیک تیک ساعت یا تلویزیون 

بلند حرف زدن صدای آهنگ و.... 

یجوری بهم میریزم که دلم میخاد سرمو بکوبم به دیوار 

هر چقدر به خانوادم میگن لطفاً رعایت کنید عصابم نمی‌کشه میگن چیکار کنیم مثلا بخاطر تو زندگی نکنیم؟؟ 

مخصوصاً خواهر کوچیکم 

خیلی اذیت می‌کنه بلند بلند حرف میزنه یا موقع غذا خوردن با صدا غذا میخوره 

دیگه نمیتونم این وضو تحمل کنم کاش بمیرم راحت شم از دستشون فقط :///

آیا بیماریه؟ درمان میشه؟ 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بله جزو مشکلات عصبی دسته‌بندی شده ولی درمان نداره متاسفانه.

نهایت روش کنترلش تکنیک تنفس عمیق و کنترل خشم و این چیزاست.

این نامه را به جوان و نوجوانی مینویسم که دوران ما را نزیسته است. عزیزم که این را میخوانی، نمیدانم روزی که این را ببینی چند سال از نوشتنش گذشته است. بیست سال؟ هفتاد سال؟ صد سال؟ اصلا این به دستت خواهد رسید؟ نمیدانم روزی که این را میخوانی زنده خواهم بود یا سالها از مرگم گذشته. نمیدانم چگونه خواهم مرد. با تیری در قلبم که سزای صدا داشتنم بود؟ موشکی روی سرم که لیاقتم نبود؟ گرسنگی، چون جیبم خالی بود؟ دلبندم! شاید برای تو که این را میخوانی، اتصال به شبکه ارتباطات جهانی امری بدیهی باشد. شاید تشکیل خانواده، استقلال مالی و گشتن دنیا آرزوی محال نباشد. شاید جواب فریاد اعتراضت گلوله و طناب نباشد. شاید اطرافت پر از شعارهای پوچ نباشد. شاید غم نان و غم جان نداشته باشی، از خدا گله نداشته باشی، حسرت خانه و وطن نداشته باشی؛ یعنی امیدوارم، برایت چنین آرزوهایی دارم. شاید تا نوبت به زندگی تو برسد، درد و رنج ما زیر آوار تاریخ دفن شده است. آخر میدانی، تاریخ فراموشکار است و حافظه ما انسانها ضعیف. تاریخ همانگونه که هولوکاستها و قساوتها و جنگها را دفن کرد، ما را نیز دفن خواهد کرد؛ اما تو که این را میخوانی بدان، ما روزهایی را پشت سر گذاشتیم که حتی با وجود حافظه انسانی ضعیفمان، هنوز هم جلوی چشمانمان است. نازنینم! ما را از پس غبار گذشته و کهنگی، به خاطر دردها و آرزوها و ناکامیهایمان بیرحمانه قضاوت نکن. ما تنهاترین مردمان زمان خودمان بودیم. ما نه تنها عمیقترین ترسهای جرج اورول را زندگی کردیم بلکه چیزهایی را در بیداری دیدیم که حتی آدمی چون او هم در تاریکترین کابوسهایش نمیدید...

منمممم همینطور منمممممممممممم همینطور

از صدای نفس کشیدن هم بدم میاد

یا صدای کشیدن اسکاچ روی ظرف

کشیدن ماژیک هایلایت روی کاغذ 

صدای پچ پچ کردن و خنده ی بلند

از همشون متنفرم و روانیم میکنن

نمیدونم شاید بعد تو هیچی درست نشد🖤

منمممم همینطور منمممممممممممم همینطوراز صدای نفس کشیدن هم بدم میادیا صدای کشیدن اسکاچ روی ظرفکشیدن م ...

من به قدری به عصابم فشار میاد که دستمو می‌زارم رو گوشم و محکم دندونامو فشار میدم بهم تا اون صدا قطع شه 

منم همینطور خیلییی عصبی میشم مخصوصا صدای بچه ها تو جمع فامیلی یا صدای تلویزیون

از صدای بچه متنفرم 

بعضی وقتا حس میکنم در آینده با بچه ی خودم به مشکل بخورم

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز