شوهرم از سر کار اومد با خوشحالی گفت یه خبر خوب دارم هزارتا فکر خوب تو صدم ثانیه از ذهنم گذشت هیجان زده و بی قرار پرسیدم واقعا چی؟
گفت مادرم فرش خریده
انگار از طبقه دهم یه جا پرت شدم پایین.الان حالم بده دوست دارم گریه کنم انگار ذهنم خالی شده دست خودمم نیست واقعا
نمیدونم این حالم طبیعیه یا نه؟