2777
2789
عنوان

نمیدونم

62 بازدید | 9 پست

شوهرم از سر کار اومد با خوشحالی گفت یه خبر خوب دارم هزارتا فکر خوب تو صدم ثانیه از ذهنم گذشت هیجان زده و بی قرار پرسیدم واقعا چی؟

گفت مادرم فرش خریده 

انگار از طبقه دهم یه جا پرت شدم پایین.الان حالم بده دوست دارم گریه کنم انگار ذهنم خالی شده دست خودمم نیست واقعا 

نمیدونم این حالم طبیعیه یا نه؟


همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

چون شما از خرید فرش مادر شوهرت ناراحت شدی شوهرت از خرید فرش مادرش زیادی ذوق کرد.

منظورمو درست متوجه نشدی من از خرید فرش ناراحت نشدم تو ذهنم منتظر یه خبر خوب درمورد زندگی خودمون بودم نه فرش خریدن مادرشوهرم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108