من مادربزرگم دو روز پیش فوت کرده و ما خونمون گیلانه ولی اهوازی هستیم و مامانم مجبور شد بره اهواز
چون بابام امسال دچار مشکل قلبی شده نمیتونه رانندگی کنه واسه همین مامانم بلیط اتوبوس گرفت و رفت
بعد من با خواهر بزرگترم و برادر کوچکترم موندم اینقد دارم عذاب میکشم که نگید من میرم از ساعت ۶ صبح بیدار میشم خونه و وسایل و ... رو مرتب میکنم صبحانه درست میکنم عذاب تو انجام دادن کارنیست
خواهرم با اینکه بزرگتره میاد فقط بهم میگه برو این کارو بکن برو اون کارو بکن و منو خدمتکار خودش فرض کرده
و برادرم هم کپی اخلاق خواهرمه حالا اگه فقط فرمان میداد و میگفت اونو انجام بده و اینو انجام بده خوبه ولی میاد دعوام میکنه و کتکم میزنه با اینکه من ۱۶ سالمه اون کاری انجام نمیده و پدر و مادرم اصلا تا الان منو کتک نزدن ولی دیگه واقعا نمیکشم حتی به فکر خود کش ی و فرار از خونه شدم هر چقدر که بدوم تموم نمیشه اینقدر گریه کردم حتی پوستم قرمز شد و دست نیزنم دردم میکنه موهام ریزش شدید داره نمیدونم چیکارشون کنم