اون منم برات دنیارو عوض کردم و جونمم فدات💓عاشقونه کردم اون صدای خنده هات😂منو دیوونه کرده دیگه بگه جونم برات،بزار بگم برات👩💻 چ کاری تو دادی دستم حالت نگات🙂وقتی چشم تو چشممی و مثل این صدات🙃اگه باشه بجز تو دیگه ب چشم نمیاد،اگه باشه بجز تو دیگه ب چشمم نمیاااد😎باهمیم ب همین خوشه قلبامون💕دیگه چی بهتر ازاین واسه دوتامون💑باهمیم ب همین خوشه قلبامون💕واسمون میمونه این شب و روزامون💫تو اخر احساسی و اما منو بیشتر از اینی ک هستم حیرون نکن🤪اگه حس میکنی قلب توام بامنه حرفای دلتو دیگه پنهون نکن🤫تو اروم و من اخر بی طاقتم هرجوری ک باشی پیش تو راحتم🤠هرچی ک بخوای از دل من دورشی🚶♂️ب عاشق تو بودن دادی خوب عادتم😍باهمیم ب همین خوشه قلبامون💕 دیگه چی بهتر از این واسه دوتاامون💏عاشقتم مردمن😘
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏