باورم نمیشه کاش زشت بودم بد هیکل بودم یا براش کم میذاشتم دلم نمیسوخت دیشب پیاماشو با دوستش خوندم که دختر برده بودن باغ و… پنج ساله ازدواج کردم دوسالشو عقد بودم .
پیامارو دیدم خواب بود انقدر با مشت و لگد زدمش از خواب بیدار شد نزدیک بود سکته کنه بعد انقدر جیغ زدم که دو شب که حالم بد شد بعد مادرشوهرم اومد گفت چی شده شوهرم گفت هیچی چرت و پرت گفتم با دوستم
اونم دست رو قران گذاشت روح پدرشو قسم خورد که چیزی نبوده و کلی قسم خورد و گریه و التماس کرد که اتفاقی نیوفتاده
ولی نشستم باز پیامارو خوندم قشنگ انگار هرکدوم برا خودشون دختر بردن
الان پیاماشو با دوستش میذارم خودتون
قضاوت کنید به جان عزیزم دروغ نمیگم😔