2777
2789
عنوان

خیانت

1408 بازدید | 81 پست

تروخدا کمکم کنید الان رفتم پیش بابام نشستم دیدم به منشی قبلیش که اصلا در ارتباط نیستن دیگه داشت پیام میداد دلم برات تنگ شده

تروخدا بگید چیکار کنم😭

تعداد رای : 42
نظرسنجی
با بابام حرف بزنم
27
64%
به مامانم بگم
15
35%

پدرت پزشک؟

کی میدونه شاید ضریح تو دیگه ندیدم ،کی میدونه شاید من به محرم نرسیدم ،با جنگ میشه کنار بیام ،با مرگ میشه کنار بیام با دوری از کرببلا نه ،با فقر میشه کنار بیام ،با درد میشه کنار بیام ،ولی نیام تو روضه ها نه ،تو میدونی چقدر از آدما طعنه شنیدم ،تو میدونی برای کربلات جونمو میدم ،از عشق و حالم بگذرم ،از عمر و مالم بگذرم ،نمیگذرم از چای هیئت، کی میدونه شاید تو هم دلت تنگ شده واسم :)

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

عزیز ببین من مشکل شمارو داشتم و به بابام گفتم ببین خون گریه میکردما ولی حرفامو میزدم به بابات بگو اول و خیلییییی جدی که بچه داری این عن بازیا چیه،مادر من سر تو خودشو پسر کرد جوونیشو برای تو گذاشت

بعد اگه نشد به مامانت بگو حتما حتماااا

وزن فعلی:۴۵وزن تا آخر فروردین:۴۷ وزن تا آخر اردیبهشت:۴۹ وزن تا آخر خرداد:۵۱،وزن تا آخر مرداد:۵۳استاپ وزن و حتی کاهش به دلایلی تا اوایل شهریور،اواخر شهریور:۵۳ وزن تا آخر مهر:۵۵،وزن تا آخر آبان:۵۷ و ثابت نگه داشتنش

یکم با پدرت سرد شو وقتی ازت پرسید چته بگو خودت می‌دونی چم شده یکم خودتو جمع و جور کن وگرنه به مامانی میگم چی دیدم تو گوشیت

هشتم شهریور ۱۴۰۴💕روزی که خدا دختر خوشگلم و بهم هدیه داد🎊وقتی دارم مینویسم اینو که جای بخیه هام هنوز خیلی درد میکنه ، وقتی می‌شینم بخاطر بی‌حسی نخاعی سر درد بدی دارم ، تازه امروز تونستم راه برم ، مامانم موقعیتش جوری بود که نتونست بیاد پیشم بمونه ، و حس میکنم تو دوره حاملگی برای دخترم کم گذاشتم💔 همه اینا رو مینویسم تا روزی که دردم کامل تموم شد ، دخترم از آب و گل درومد ، مامانم مشکلاتش حل شد و فهمیدم هرکسی ممکنه فکر کنه مامان بدی هست ، بیام و باز بخونم اینارو و بفهمم سخت ترین چیزا هم میگذره ، مثل لحظه اول بعد از زایمانم که گفتن راه برو ... خیلی دردناک بود ولی گذشت✅💞                 امروز بیست و هشتم شهریور ماهه ، بیست رو از زایمانم و متن بالایی گذشته ، حالم خیلی خوبه😍کارای خونمو خودم میکنم ، کارای نی نی هم همینطور 😍 🥺♥️😍من یه مادر موفق هستم😍 دوست دارم ورزش رو شروع کنم که فعلا یکوچووولو خیلی خیلی کم شکمم و کمرم درد میکنه و بعد از درد و خونریزی چهل روزه حتما میرم باشگاه 😌💪🏻  توی این مدت همسرم خیلی حواسش بهم بود خدا خیرش بده♥️💕   امیدوارم روزی برسه که اندامم هم باز بتونم درست کنم💃🏻♥️

ملت چرا اینجوری شدن؟چرا یدونه کمشونه؟😂 این سیری ناپذیری از کجا اومد یهو

چخوف: « هیچ چیز به اندازه ی نفرت از چیز مشترک، مردم را باهم متحد نمیکند. نه عشق، نه دوستی نه احترام.» ✌️🌞

هیچی فرصت بده

چرا باید فرصت بده به خیانت باباش اون کسی که داره خیانت میبینه ها هم جنست هست یک خانمه !!!ک میشه مادر اسی 

کمک کردن از علاقه های فوق قلبیم هست هرکسی مشکل داشت احتیاج به کمک داشت بهم اطلاع بده بعدیادت نره تو زندگیت مجبور نیستی به هیچ کسی راجع به چیزی جواب پس بدی به غیر از وجدانت اینو هیچ وقت یادت نره در عالم هرکسی ممکنه مهر قلب داشته باشه ولی نه [وجدان] همه بندگان مقرب الهی هستیم مهم اینه ک خدا فراموشت نکنه وگرنه بقیه که میان‌ و‌ میرن انسانیت داشتن و معرفت وجدان آسوده و اراده ومهربونی سبک زندگی نجیب زاده هاست انگاری قرن ماروزگار مرگ انسانیت هست  انسانیت گاهـی یک لبخندهس یک آرامش امنیت که محکم میگه نترس من هستم کمکت میکنم  که به احساسات و روح یک انسان غمگینی آرامش هدیه میکنی چشم بهم بزنید عمرتون میگذره پس حواستون به تلف شدن روزها تون در آشفتگی ها باشین.                                                                  

دسته بزن داره

داشته باشه چه ربطی داره 

اگه کتکت زد دیگه حتمنی بگو به مامانت

هشتم شهریور ۱۴۰۴💕روزی که خدا دختر خوشگلم و بهم هدیه داد🎊وقتی دارم مینویسم اینو که جای بخیه هام هنوز خیلی درد میکنه ، وقتی می‌شینم بخاطر بی‌حسی نخاعی سر درد بدی دارم ، تازه امروز تونستم راه برم ، مامانم موقعیتش جوری بود که نتونست بیاد پیشم بمونه ، و حس میکنم تو دوره حاملگی برای دخترم کم گذاشتم💔 همه اینا رو مینویسم تا روزی که دردم کامل تموم شد ، دخترم از آب و گل درومد ، مامانم مشکلاتش حل شد و فهمیدم هرکسی ممکنه فکر کنه مامان بدی هست ، بیام و باز بخونم اینارو و بفهمم سخت ترین چیزا هم میگذره ، مثل لحظه اول بعد از زایمانم که گفتن راه برو ... خیلی دردناک بود ولی گذشت✅💞                 امروز بیست و هشتم شهریور ماهه ، بیست رو از زایمانم و متن بالایی گذشته ، حالم خیلی خوبه😍کارای خونمو خودم میکنم ، کارای نی نی هم همینطور 😍 🥺♥️😍من یه مادر موفق هستم😍 دوست دارم ورزش رو شروع کنم که فعلا یکوچووولو خیلی خیلی کم شکمم و کمرم درد میکنه و بعد از درد و خونریزی چهل روزه حتما میرم باشگاه 😌💪🏻  توی این مدت همسرم خیلی حواسش بهم بود خدا خیرش بده♥️💕   امیدوارم روزی برسه که اندامم هم باز بتونم درست کنم💃🏻♥️

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز