سلام بچه ها من تازگیا دارم میبینم یسری طلاق ها واقعا مسخرس خیلی مسخره من تو زندگی کسی نیستم که دخالت کنم اما کسایی امدن پیشم که دو طرفه قضاوت کردم
من ی دوست دارم که عاشق ازدواج و شوهری بود خلاصه ۱۸ سالش بود رشته تجربی میخوند من بهش گفتم مریم ازدواج نکن تو چیزی از زندگی و چیزی از اخلاق و سیاست مداری نمیدونی یهو لیز میخوری گوش نکرد خودشو مقایسه میکرد میگفت نه همه شوهر کردن من ترشیده موندم
ی خاستگار امد واسش گج کار بود (من تو جایگاهی نیستم بگم شغل کی بده شغل کی خوبه اونقدر مرد بود که سرکار میرفت خیلی ها هم نمیرن)
خلاصه این اقا پاشنه در دختره رو میکنه که باهاش ازدواج کنه اینا عقد میکنن ی روز دوستم پیره خونه مادرشوهرش که شوهرش هم اونجا بود اتفاقا داشتن تو اتاق حرف میزدن پسره میگفت من دارم پول جمع میکنم ماشین بگیرم بعدش بیشتر کار کنم خونه بخرم یهو دوستم گفت تو که پول داری ۲۰ تمن بده بینیمو عمل کنم پسره گفت واقعا ندارم و این برای ایندس و اینا یهو مادرشوهرش باهاش دعوا میگیره
اینجا مشکل کی بود ؟ دوستم چرا چون پسر هیچ تعهدی نداره توی دوره نامزدی خرج دختر کنه فقط عقدن واسه شناخت
بعد دومی این بود که خانواده طرفو نمیشناخت سریع وصلت کرد
بعدش اونقدر سیاست نداشت که حداقل بزاره پسره ماشین بگیره بعد عمل بینی کنه خلاصه گند زد و طلاق گرفت و اینم بگم خیلی دختر منفی فکری هست همیشه وایب منفی میده