2777
2789
عنوان

شعر طنز

75 بازدید | 0 پست

#طنزیمات_ادبی 

هرکه دندان داشت کم کم لنگ نانش می‌کنند

بعد با یک لقمه‌ی نان امتحانش میکنند 


نان به نرخ روزخورها نان ارزان میخورند

نوبت مردم که شد نان را گرانش می‌کنند


آنچه ما در شعر می.گفتیم و حکمش حبس بود

در ستاد انتخاباتی بیانش می کنند 


شهر کوران نیست، اما کور مادر زاد را

می‌برندش توی برج و دیدبانش می‌کنند 


دوستان در علم نانو با تریلی یونجه را

از ملایر میبرند و زعفرانش میکنند 


آسمان شهر تاریک است از بس روز و شب

دود و گاز و دوده توی اسمانش میکنند 


هرکسی از دود و دم در آسمان شهر گفت

چوب توی آستین دودمانش می‌کنند 


چوب را از آستین خلق در می‌اورند

هر کسی خندید آن را در دهانش می‌کنند


از کمربندت به پایین را تکان دادی اگر

زود می‌ایند و ممنوع التکانش می‌کنند 


گاه جرات می‌کنی دل را به دریا میزنی

خشتکت را می‌کشند و بادبانش می‌کنند


حرفهای دیگری هم هست اما بی خیال

دوستان هستند، فردا داستانش می‌کنند


#رسول_سنایی


https://t.me/chamegha

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز