ناراحت نیسم تجربه جدیدی بود
ولی دوسش داشتم...
امیدوارم هرجا هست خوشبخت بشه
و اینکه همیشه به یادشم ...
به خودم قول دادم دیگ عاشق نشومم
از زمانی که تورا بین خلایق دیدم من قاتع مغرور به خود بالیدم
قلب یک بار گفت برو گفتم چشم مغز صد بار به من گفت نرو نشنیدم
پدرم هی وصیت کرد که عاشق نشوم تو چه کردی که به گور پدرم خندیدم
یک عمر درد کشیدم تا به دردم بخوری
حالا رفتی از درد به خود تا یک عمر بالیدم
درسته تموم شد اما داستان قشنگی برام بود
خداحافظ بی معرفت🙂💔m