خیلی کم میر دیگه خودشونم دیگه میدونن چرا کم میرم . بررا ناهارم دعوتموم میکنن شوهرم خودش میگه نمیایم
خیلی خوبه که شوهرت بهشون میگه نمیایم. من که همش شوهرم میخواد منو با خواهرشوهرم بهم بچسبونه. اخه ما دعوای بدی داشتیم و بعد من ب اصرار شوهرم اشتی کردم ولی ب شوهرم گفتم خونشون نمیام... متاسفانه میدونه من دوس ندارم باهاش رفت و امد کنم ولی همش میگه میای بریم خونه خواهرم؟
دستهایم را در باغچه میکارم. سبز خواهم شد...سبز....سبز...سبز .و پرستوها در گودی انگشتان جوهری ام تخم خواهند گذاشت
خیلی خوبه که شوهرت بهشون میگه نمیایم. من که همش شوهرم میخواد منو با خواهرشوهرم بهم بچسبونه. اخه ما د ...
خودش اشتباه پدرش میفهمید ام قبلا باز اصرار میکرد بریم . اما اخیرا بس دیده باباش چه حرفای ناحقی میزنه و من چقد داغون شدم دیگه خیی وقتا خودشم به من نمیگه مامانش زنگ زده بریم خودش میگه نه یا بعضی شبا خودش تنا میره میاد
ما دوساله.۸ماهم عقد بودیم. قبله عروسی من میخاستم بهم بزنم که هول شدن زود عروسی گرفتن. ولی خیلی اذیتم کردن.... الانم باردارم.مثلا مهربون شدن باهام. همونیکه منو کتک زد رل ادمای مهربونو داره برام بازی میکنه....ولی من متوجهم که نقش بازی میکنه چون ادما به ندرت عوض میشن
دستهایم را در باغچه میکارم. سبز خواهم شد...سبز....سبز...سبز .و پرستوها در گودی انگشتان جوهری ام تخم خواهند گذاشت
منم پدرشوهرم که اصلا عوض نشد اما مادر شوهرم اوموقه گاهی حرفای میزد اما از وقتای عروسای جدیدش اومد دید دخترا چه مدلین قدر دونست. به اونا بگن تو جیق و واقشون بلند میشه