نه اصلا مخالف بود ی پشه نر از کنارم رد بشه
عکس خواننده و بازیگر چسبوندم گرفت در حد مرگ کتکم زد.. یادم میاد موهامو حلقه کرده بود دور دستش و سرمو میکوبید ب د و دیوار و بعدش کشون کشون میبرد ک در کمدو باز کنم ببینه چی دارم اونجا.. من بهش گفتم بابا من دخترتم! این زخما از روحم پاک نمیشه هیج وقت...
اصلا حق زندگی نداد بهم. موقع ازدواجم انگار خودش بله رو داد!
بچه بودم تو سن بلوغ و هورمون و حس تنهایی و حقارت.. نه محبتی دیدم..انقد ک کلاس ۵دبستان قرص خوردم خودمو بکشم. فکر میکردم بچه واقعیشون نیستم. سال ها فکرم این بود پدر مادر واقعیم پیدام کنن!!!
چی بگم ک چیا کشیدم..
خودم دوس داشتم تو چشم پسرا خودمو فرو کنم ولی فقط بدنامیش برام موند..