دیگه به جایی رسیدم که خودکار دستم رو میدم بهش، سرم رو میچرخونم انقدر هم زر میزنم که کلافه میشه. توی این سه سال دیگه موضوعی نمونده که نگفته باشیم...طبیعیه عادی میشه برات
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من ی زنم ب ظاهر آروم و شاد اما از داخل تومچهارشنبه سوریه میخندم باهات ولی ی این خنده ی ماسکه ک گریه هامو نبینی درکل باهام حرف بزنی میخندونمت بخندونیم❤ اقا درخواست نده لطفا حالم بد میشه دوباره🙏