2777
2789
عنوان

چالش کتاب هفتگی

| مشاهده متن کامل بحث + 13549 بازدید | 582 پست
ببخشید اومدم بنویسم سه شنبه ها با موری نمیدونم چرا نوشتم سمفونی مردگان!! برگشتم ببینم کسی جوابمو داد ...

سلام عزیزم من خیلی دیر شد تا بیام سایت و ببینم پست رو، معذرت می خوام. امیدوارم جوابی که الان بهت می دم به دردت بخوره هنوز

بلندی های بادگیر و سه شنبه ها با موری رو من هر دو وقتی دبیرستانی بودم خوندم و اون موقع اطلاع چندانی در مورد ترجمه نداشتم و شاید جوابام درست نباشه

اما به هر حال...

بلندی های بادگیر رو ترجمه ی نشر جامی خونده بودم و راضی بودم. تو دو سال اخیر که تو فروشگاه کتاب کار می کردم دیدم ترجمه ی نشر نی هم خیلی پرفروش بوده. بلندی های بادگیر نشر نی رو نخوندم اما همیشه از ترجمه ی رمان های کلاسیک نشر نی (رضا رضایی) راضی بودم. به نظرم یکی از این دو تا رو انتخاب کن. عکسشون رو برات می ذارم


در مورد سه شنبه ها با موری ، من نشر البرز رو خونده بودم و راضی نبودم از ترجمه. ترجمه ی نشر قطره رو نخوندم ولی باز هم به خاطر پر طرفدار بودنش و کار درست بودن نشر قطره پیشنهادش می کنم


((📖تاپیک کتابخوانی📖))((🎵تاپیک آهنگ🎵))در دیدگان آینه‌ها گوئی حرکات و رنگها و تصاویر وارونه منعکس می‌گشت و برفراز سر دلقکان پست و چهرۀ وقیح فواحش یک هالۀ مقدس نورانی مانند چتر مشتعلی می‌سوخت. خورشید مرده بود، خورشید مرده بود و فردا در ذهن کودکان مفهوم گنگ گمشده‌ای داشت. آنها غرابت این لفظ کهنه را در مشق‌های خود با لکهٔ درشت سیاهی تصویر می‌نمودند. مردم، گروه ساقط مردم، دل‌مرده و تکیده و مبهوت در زیر بار شوم جسدهاشان از غربتی به غربت دیگر می‌رفتند و میل دردناک جنایت در دستهایشان متورم می‌شد. آه، ای صدای زندانی... آیا شکوه یأس تو هرگز از هیچ سوی این شب منفور نقبی به سوی نور نخواهد زد؟ آه، ای صدای زندانی... ای آخرین صدای صداها... (فروغ فرخزاد- آیه‌های زمینی)
سلام منم میام   پی دی اف کتاب کلثوم ننه را دارید؟ یا سایتی ک راحت بشه خرید عضویت و .. نخوا ...

سلام عزیزم من نخوندم کتابش رو ، اما عضویت کتابناک داشتم براتون دانلود کردم و لینک بدون عضویتش اینجاست:

کلثوم ننه

((📖تاپیک کتابخوانی📖))((🎵تاپیک آهنگ🎵))در دیدگان آینه‌ها گوئی حرکات و رنگها و تصاویر وارونه منعکس می‌گشت و برفراز سر دلقکان پست و چهرۀ وقیح فواحش یک هالۀ مقدس نورانی مانند چتر مشتعلی می‌سوخت. خورشید مرده بود، خورشید مرده بود و فردا در ذهن کودکان مفهوم گنگ گمشده‌ای داشت. آنها غرابت این لفظ کهنه را در مشق‌های خود با لکهٔ درشت سیاهی تصویر می‌نمودند. مردم، گروه ساقط مردم، دل‌مرده و تکیده و مبهوت در زیر بار شوم جسدهاشان از غربتی به غربت دیگر می‌رفتند و میل دردناک جنایت در دستهایشان متورم می‌شد. آه، ای صدای زندانی... آیا شکوه یأس تو هرگز از هیچ سوی این شب منفور نقبی به سوی نور نخواهد زد؟ آه، ای صدای زندانی... ای آخرین صدای صداها... (فروغ فرخزاد- آیه‌های زمینی)

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

کتابی فلسفوی بهم معرفی میکنید؟راجب زندگی معناش و تهش که قرار چی بشه ملت عشق خوندم خیلی قشنگ بود

سلام عزیزم امیدوارم جوابم هنوز به دردت بخوره

انسان در جستجوی معنی نوشته ویکتور فرانکل

وقتی نیچه گریست و سایر کتاب های اروین د یالوم ... مثلا درمان شوپنهاور، دروغگویی روی مبل و ...

سه شنبه ها با موری نوشته ی میچ آلبوم

کتاب های یوستین گوردر مثل دختر پرتقالی و راز فال ورق - و البته دنیای سوفی که بیشتر در مورد خود فلسفه س 


((📖تاپیک کتابخوانی📖))((🎵تاپیک آهنگ🎵))در دیدگان آینه‌ها گوئی حرکات و رنگها و تصاویر وارونه منعکس می‌گشت و برفراز سر دلقکان پست و چهرۀ وقیح فواحش یک هالۀ مقدس نورانی مانند چتر مشتعلی می‌سوخت. خورشید مرده بود، خورشید مرده بود و فردا در ذهن کودکان مفهوم گنگ گمشده‌ای داشت. آنها غرابت این لفظ کهنه را در مشق‌های خود با لکهٔ درشت سیاهی تصویر می‌نمودند. مردم، گروه ساقط مردم، دل‌مرده و تکیده و مبهوت در زیر بار شوم جسدهاشان از غربتی به غربت دیگر می‌رفتند و میل دردناک جنایت در دستهایشان متورم می‌شد. آه، ای صدای زندانی... آیا شکوه یأس تو هرگز از هیچ سوی این شب منفور نقبی به سوی نور نخواهد زد؟ آه، ای صدای زندانی... ای آخرین صدای صداها... (فروغ فرخزاد- آیه‌های زمینی)
سلام به همه خانومای اهل كتاب میخوم كتاب دنیای سوفی رو بخرم كدوم ترجمش رو پیشنهاد میدین؟

سلام عزیزم امیدوارم جوابم هنوز به دردت بخوره

من ترجمه ی نشر نیلوفر رو خوندم و راضی بودم قابل فهم بود گرچه بعدا که انگلیسیشو خوندم سانسور داشت ولی اونقدر نیست که به محتوا آسیب زده باشه

نشر هرمس هم خوبه

((📖تاپیک کتابخوانی📖))((🎵تاپیک آهنگ🎵))در دیدگان آینه‌ها گوئی حرکات و رنگها و تصاویر وارونه منعکس می‌گشت و برفراز سر دلقکان پست و چهرۀ وقیح فواحش یک هالۀ مقدس نورانی مانند چتر مشتعلی می‌سوخت. خورشید مرده بود، خورشید مرده بود و فردا در ذهن کودکان مفهوم گنگ گمشده‌ای داشت. آنها غرابت این لفظ کهنه را در مشق‌های خود با لکهٔ درشت سیاهی تصویر می‌نمودند. مردم، گروه ساقط مردم، دل‌مرده و تکیده و مبهوت در زیر بار شوم جسدهاشان از غربتی به غربت دیگر می‌رفتند و میل دردناک جنایت در دستهایشان متورم می‌شد. آه، ای صدای زندانی... آیا شکوه یأس تو هرگز از هیچ سوی این شب منفور نقبی به سوی نور نخواهد زد؟ آه، ای صدای زندانی... ای آخرین صدای صداها... (فروغ فرخزاد- آیه‌های زمینی)

بچه ها من دوست دارم این تاپیک دوباره راه بیفته صد البته با همراهی شما

یه کم که مشغله هام کمتر شه حتما فعالیتم رو اینجا بیشتر می کنم

قبل از اون از نی نی یار می خوام اگه شد با کاربری جدید منو مدیر این تاپیک کنه تا بتونم اعلان هاشو ببینم

یا در غیر این صورت می گم قفلش کنه و تاپیک جدید می زنم و لینکش رو میذارم اینجا


((📖تاپیک کتابخوانی📖))((🎵تاپیک آهنگ🎵))در دیدگان آینه‌ها گوئی حرکات و رنگها و تصاویر وارونه منعکس می‌گشت و برفراز سر دلقکان پست و چهرۀ وقیح فواحش یک هالۀ مقدس نورانی مانند چتر مشتعلی می‌سوخت. خورشید مرده بود، خورشید مرده بود و فردا در ذهن کودکان مفهوم گنگ گمشده‌ای داشت. آنها غرابت این لفظ کهنه را در مشق‌های خود با لکهٔ درشت سیاهی تصویر می‌نمودند. مردم، گروه ساقط مردم، دل‌مرده و تکیده و مبهوت در زیر بار شوم جسدهاشان از غربتی به غربت دیگر می‌رفتند و میل دردناک جنایت در دستهایشان متورم می‌شد. آه، ای صدای زندانی... آیا شکوه یأس تو هرگز از هیچ سوی این شب منفور نقبی به سوی نور نخواهد زد؟ آه، ای صدای زندانی... ای آخرین صدای صداها... (فروغ فرخزاد- آیه‌های زمینی)
بچه ها من دوست دارم این تاپیک دوباره راه بیفته صد البته با همراهی شما یه کم که مشغله هام کمتر شه حت ...

ممنون از جوابت،هنوز كتاب دنیای سوفی رو نخریدم

دیروز كتاب 4 جلدی ژان كریستف،از رومن رولان  رو خریدم

ممنون از جوابت،هنوز كتاب دنیای سوفی رو نخریدم دیروز كتاب 4 جلدی ژان كریستف،از رومن رولان  رو خ ...

سلام عزیزم. خواهش می کنم 

مبارک باشه ژان کریستف از اون کتابای فاخره

((📖تاپیک کتابخوانی📖))((🎵تاپیک آهنگ🎵))در دیدگان آینه‌ها گوئی حرکات و رنگها و تصاویر وارونه منعکس می‌گشت و برفراز سر دلقکان پست و چهرۀ وقیح فواحش یک هالۀ مقدس نورانی مانند چتر مشتعلی می‌سوخت. خورشید مرده بود، خورشید مرده بود و فردا در ذهن کودکان مفهوم گنگ گمشده‌ای داشت. آنها غرابت این لفظ کهنه را در مشق‌های خود با لکهٔ درشت سیاهی تصویر می‌نمودند. مردم، گروه ساقط مردم، دل‌مرده و تکیده و مبهوت در زیر بار شوم جسدهاشان از غربتی به غربت دیگر می‌رفتند و میل دردناک جنایت در دستهایشان متورم می‌شد. آه، ای صدای زندانی... آیا شکوه یأس تو هرگز از هیچ سوی این شب منفور نقبی به سوی نور نخواهد زد؟ آه، ای صدای زندانی... ای آخرین صدای صداها... (فروغ فرخزاد- آیه‌های زمینی)
سلام ممنون آره هم ژان كریستف هم جان شیفته خیلللللی دوست داشتم بخونمشون

حتما بیا بگو چطوری بود من تا حالا رومن رولان نخوندم 

((📖تاپیک کتابخوانی📖))((🎵تاپیک آهنگ🎵))در دیدگان آینه‌ها گوئی حرکات و رنگها و تصاویر وارونه منعکس می‌گشت و برفراز سر دلقکان پست و چهرۀ وقیح فواحش یک هالۀ مقدس نورانی مانند چتر مشتعلی می‌سوخت. خورشید مرده بود، خورشید مرده بود و فردا در ذهن کودکان مفهوم گنگ گمشده‌ای داشت. آنها غرابت این لفظ کهنه را در مشق‌های خود با لکهٔ درشت سیاهی تصویر می‌نمودند. مردم، گروه ساقط مردم، دل‌مرده و تکیده و مبهوت در زیر بار شوم جسدهاشان از غربتی به غربت دیگر می‌رفتند و میل دردناک جنایت در دستهایشان متورم می‌شد. آه، ای صدای زندانی... آیا شکوه یأس تو هرگز از هیچ سوی این شب منفور نقبی به سوی نور نخواهد زد؟ آه، ای صدای زندانی... ای آخرین صدای صداها... (فروغ فرخزاد- آیه‌های زمینی)
حتما بیا بگو چطوری بود من تا حالا رومن رولان نخوندم 

چشم

جان شیفته رو نصفه خوندم جالب بود،مامانم بردش كه بخونه بعد بهم بده، اتفاقای فرانسه قدیم و...دو تا خواهر ناتنی كه بعد از فوت پدرشون از وجود هم با خبر میشن...دنیای متفاوتشون و....جالب بود.

تاپیك جدید زدی منو خبر كن،ممنون شبت بخیر

حتممما عزیزم 

شبت به خیر

((📖تاپیک کتابخوانی📖))((🎵تاپیک آهنگ🎵))در دیدگان آینه‌ها گوئی حرکات و رنگها و تصاویر وارونه منعکس می‌گشت و برفراز سر دلقکان پست و چهرۀ وقیح فواحش یک هالۀ مقدس نورانی مانند چتر مشتعلی می‌سوخت. خورشید مرده بود، خورشید مرده بود و فردا در ذهن کودکان مفهوم گنگ گمشده‌ای داشت. آنها غرابت این لفظ کهنه را در مشق‌های خود با لکهٔ درشت سیاهی تصویر می‌نمودند. مردم، گروه ساقط مردم، دل‌مرده و تکیده و مبهوت در زیر بار شوم جسدهاشان از غربتی به غربت دیگر می‌رفتند و میل دردناک جنایت در دستهایشان متورم می‌شد. آه، ای صدای زندانی... آیا شکوه یأس تو هرگز از هیچ سوی این شب منفور نقبی به سوی نور نخواهد زد؟ آه، ای صدای زندانی... ای آخرین صدای صداها... (فروغ فرخزاد- آیه‌های زمینی)
سلام عزیزم من خیلی دیر شد تا بیام سایت و ببینم پست رو، معذرت می خوام. امیدوارم جوابی که الان بهت می ...

سلام؛ممنون عزیزم؛  چه خوب که باز اومدی

اتفاقا ترجمه ی رضا رضایی رواز نمایشگاه خریدم ☺


یه جوری زندگی کن،که خدا عاشقت بشه ...
سلام؛ممنون عزیزم؛  چه خوب که باز اومدی اتفاقا ترجمه ی رضا رضایی رواز نمایشگاه خریدم ☺

مرسی گلم

امیدوارم لذت ببری‌ از خوندنش

((📖تاپیک کتابخوانی📖))((🎵تاپیک آهنگ🎵))در دیدگان آینه‌ها گوئی حرکات و رنگها و تصاویر وارونه منعکس می‌گشت و برفراز سر دلقکان پست و چهرۀ وقیح فواحش یک هالۀ مقدس نورانی مانند چتر مشتعلی می‌سوخت. خورشید مرده بود، خورشید مرده بود و فردا در ذهن کودکان مفهوم گنگ گمشده‌ای داشت. آنها غرابت این لفظ کهنه را در مشق‌های خود با لکهٔ درشت سیاهی تصویر می‌نمودند. مردم، گروه ساقط مردم، دل‌مرده و تکیده و مبهوت در زیر بار شوم جسدهاشان از غربتی به غربت دیگر می‌رفتند و میل دردناک جنایت در دستهایشان متورم می‌شد. آه، ای صدای زندانی... آیا شکوه یأس تو هرگز از هیچ سوی این شب منفور نقبی به سوی نور نخواهد زد؟ آه، ای صدای زندانی... ای آخرین صدای صداها... (فروغ فرخزاد- آیه‌های زمینی)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108