سلام بچه ها دیروز خواهرم ۱۵ نفر از بچه ها ی کلاسشونو خونشون دعوت کرده بوده خونش متاسفانه انگشتر نشون و ساعتشو داخل یه صندوق کوچیک روی میزش میذاره و میره تو آشپزخونه وقتی دوستاش خداحافظی می کنن و میرن میگه یکدفعه دلم شور انگشترمو زد رفتم دیدم تو صندوق نیست...این اتفاق برای دیروز ظهره به نظرتونچیکار می تونه بکنه خیلی ناراحته
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ما هم کلی بنده خدارو سرزنش کردیم که چرا وقتی شناخت کافی نداری خونت راه میدی و اگر مهمونی میدی چرا انگشترتو جلوی دست گذاشتی تا به همه شک کنی!!نمیدونم والا خودش که کلی ناراحته و به شوهرشم هنوز چیزی نگفته