دوسال با یکی عقد بودم ... این دوسال مدام دروغ میگفت و پنهانکاری میکرد عرضه هم اصلا نداشت حمایت و این چیزا هم اصلا
پیشرفت مالی که نداشتیم هیچ هرروز پسرفت میکردیم که این آخریا فهمیدم خرج خونه میداده و بهم نمیگفته درحالی که من کل این دوسال کوتاه اومدم بهش فشار نیاد بتونیم عروسی بگیریم
این آخریا دیگه نه حالم براش مهم بود نه جسمم نه ناراحتیم و... دیگ براش الویت نبودم
فهمیدم مشروب میخوره گاهی درحالی که میگفت لب نزدم تاحالا سیگار هم هیمنطور
حرف طلاق رو که مطرح کردم دوروز بعدش دیدم تو ایتا با یکی چت کرده به اون گفته جدا شدم ؛ از خانمه پرسیده رابطه کامل داشتی با نامزدت؟ خانمه گفته نه بعد همسرم بلاکش کرده
از روزی که حرف طلاق رو زدم پیش خانواده ها حدود یک ماه داره میگذره ولی حتی یبار خودشو خانوادش نیومدن برای حل کردن برعکس به فکر و حساب و کتاب و پس گرفتن طلاها و اینا بود
تازه حلال و حرومش قاطی بود
بیایید حرف بزنید آدم بشم هی دلتنگ میشم میرم بهش زنگ میزنم😭😭😭😭😭😭😭😭