من دوشنبه شب فهمیدم همسرم بهم خیانت میکنه، با همکارش باهم هستن، گوشی جدا پیدا کردم که نوشته بود ازت نی نی میخوام، من دیونه شدم رسما مردم ، فرداش از ترسش نرفت سرکار، گفت اشتباه فهمیدی همکار نیست میاد کاغذ اینا میده میره، قسم خورد که تا اخر بهمن بره سرکار بعد دربیاد، قسم خورد اون اونجا نیست، بهش کفتم نرو سرکار گفت مجبورم باید کار رو تحویل بدم، فرداش زنگ زدم اداره اسم خانم رو گفتم وصل کردن فهمیدم باز بهم دروغ گفته،قاطی کردم رفتم دمه شرکت همسرمو زدم ابروشونو بردم، همسرم خیلی التماس کرد که نرم ولی من واقعا دیونه شده بودم، الان پشیمونم چون نمیخوام زندگیم خراب شه، ولی همسرم میگه چون ابرومو بردی دیگه تموم باید طلاق بگیریم، از خونه بیرونم کرد الان من دارم میمیرم من واقعا دوسش دارم نمیخوام جدا شم، من از اسم طلاق واقعا میترسم نمیخوام ابرومو بره بگن طلاق گرفت
عزیزم عدم تمکین بزنهمگه چیه؟؟؟؟؟شما به روند دادگاه آشنایی نداریداون خودش یکبار پا بزارهحساب میاد دست ...
اون که میگه بهم برو تو اقدام کن، منم میخوام یه ماه صبر کنم ببینم برنامه اش چیه، بعد دیدم نمیاد برای اشتی اقدام میکنم برا مهریه، البته فردا میرم با وکیل حرف بزنم ببینم چی میگه