خالم می خواد دخترش رو بخوابونه توی اتاق من یهو دختره می زنه زیر گریه که من عروسکم رو خونه جا گذاشتم مامانم برگشته می گه قربونت برم گریه نکن به این منطورش منم می گم بیاد بجای عروسکت پیشت بخوابه !
کاربر قدیمی. [ هارمونی ] دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شدكوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود بردمن پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد، آرام، آرام. پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد