2777
2789

توسط شوهرم باهم قهر بوديم پارسال يك هفته مونده بود به تولدم يهو بهم زنگ زد گفت بيا شركت كارت دارم منم فكر كردم ميخواد طلاقم بده😂😂

رفتم ديدم برام يه كيك و يه آيفون ٧ پلاس خريده خيلى ذوق كردم

خدايااااا شكــرت

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من سه سال پیش بود یه شب دیدم گوشیم کلا خاموش شد هرکاری کردم روشن نشد   فردا صبح دیدم شوهرم اومد کنارم من رو تخت نشسته بودم یهو زیپ سیوشرتش باز کرد یه جعبه سفید ازش آورد بیرون منم   اینجوری قیافم فقط جیغ زدم. صد سال سیاه فکر نمیکردم بره برام گوشی بگیره   

بیایین فقط یکم مهربون باشیم❤

سر بارداری دومم یه بار ماه اولم بود رفتم سونو گفت بچه سالمه و ....ولی وقتی برای بار دوم رفتم سونو گفت بچه ها تون سالمن و به احتمال زیاد پسر گفتم بچه ها گفت بله دو قلوان ... 😀من رو اون لحظه خدا سورپرایز کرد 😉بهترین هدیه های خدا 

                           یا ابا عبدالله                                                  پسر داشتن حس شیرینیه ....دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم . اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده .......❤️ وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم.... آره ..... عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم........ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم.....❤️❤️❤️❤️ 
سر بارداری دومم یه بار ماه اولم بود رفتم سونو گفت بچه سالمه و ....ولی وقتی برای بار دوم رفتم سونو گف ...

جوونم چه سوپرایز قشنگی   

بیایین فقط یکم مهربون باشیم❤

من شوهرم خيلي لوسه اينقدر ادا درمياره كه مناسبتارو فراموش كرده ومنو ميخواد گول بزنه كه حسابي نااميد بشم بعد دست اخر كولاك ميكنه !هي بش ميگم ديگه تكرارى شد يه روش جديد پيدا كن ميگه اگه يه روز اومد كه تو از من نااميد نشدي اونموقع من روشمو عوض ميكنم😂

تو جهاز خريدنم 

از يه مبلي خوشم امد كه گرون بود 

مادر و پدرم يه مبل دگ انتخاب كردن و منم گفتم خوبه 

روزي كه ميل رو اوردن ديدم همون مبل گرونس😢😢

بابام امد گفت مگه ميزارم دخترم غصه بخوره 

الهي قربونش برم😔

جوونم چه سوپرایز قشنگی    

آره گلم هر چند اون لحظه جا خوردم ولی خدا رو به خاطر داشتنشون شکر میکنم  😘😘😘😘

                           یا ابا عبدالله                                                  پسر داشتن حس شیرینیه ....دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم . اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده .......❤️ وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم.... آره ..... عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم........ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم.....❤️❤️❤️❤️ 

منم چندین بار. البته اخرین سورپرایز

پریشب با شوهرم بحثم شد موقع دعوامون. حرفای منطقی بهش زدم. و ارومش کردم ولی بعدش رفتم تو قیافه خونه ی بابامم بودیم

موقع برگشت ک اصن حال و. حوصله نداشتم و. تو قیافه بودم 

ی اهنگ گذاشت درباره قهر و. ناز و. عروس نازم بود. و. هی ب. من نگاه میکرد البته زیرچشمی دیدم هی نگام میکنه

منم متوجه اهنگ نبودم. اصن یهو برگشتم نگاش کردم دیدم نکاش عاشقانس بعد. تازه فهمیدم اهنگه چیه 

بعد اشکم دراومد



میدونم خیلی مسخره بود ولی دوس داشتم 

از او نروزم هی نازمو میکشه 

من شوهرم خيلي لوسه اينقدر ادا درمياره كه مناسبتارو فراموش كرده ومنو ميخواد گول بزنه كه حسابي نااميد ...

واسه منم همینه واسه تولدم هی میگفت مدارم و. نمیتونم بخذم حالا بعدا. جبران میکنم

شب اومد. دیدم. ی جعبه کادو دستشه جلو. مامانش اینا 

البته میخاست کادومو فرداش بده ها مادرشوهرم اینا اومدن. خراب کردن. قرار بود. بذیم بیرون 

ارامش نداریم اصن 

بعد. حعبه رو باز کردم دیدم النگو طلا

رفتم رو. ابرا

شوهرم هميشه مناسبتا رو گل و كادو ميگيره ولي ولنتاين رو نه 

يكسال ولنتاين اصلا انتظارشو نداشتم از سركار اومد خونه با يه گل و خرس خيلي بزرگ و كلي شكلات راستش اصلا انتظارشو نداشتم خيلي خوشحال شدم

بهتر شد ک چششون در اومد.  درسته عاشقانه نشد. ولی می ارزه😜

روز بعدش دعوامون شد

قرار گذاشتیم بریم بیرون. 

سر. کار نتوورک و. داداشت ... نشد هی میگف ساعت ۵ میتم بریم ساعت ۶ اومد. گفت برم ماشینو درست کنم فلانجاش خرابه گفتم زود. بیایا رفت ساعت ۸ اومد گفت ماشبن داداشم خراب شد میرم میام گفتن زود. بیا حداقل بریم تو. خیابونا دور بزنیم رفت ساعت ۱۰ اومد. هوس پیتزا هم کرده. بود

کلی فحششون. دادم

هوس کرده. بودم. صب بریم کلی عکس بگیریم خوش بگذره و اینا 

وقتی هم اومد. من ناراحت بودم قیافه گرفتم ی جنگی شد. بین منو شوهرم ک نگو من مردم و. زنده. شدم

کل خانوادشو نفرین کردم 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

توده در سینه

magodi | 13 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز