فکر. کرده من زیر. بوته عمل اومدم خواهرشوهرم شهرستانه هر. وقت میاد. شهر. ما چند. روز. که هست همه اش به مهمونی و دور. همیم داداش منم کارش شهر دیگه اس قراره آخر. هفته بیاد مامانم شب چله دعوت شام کرده کلی پشت تلفن با شوهرم دعوا کرد. گفتیم ما هفت تا نه شب میایم پیش شمت نه به بعد. میریم اون طرف قبول نمیکنه