عزیزم منم سالهای اول اصلا مناسبتها خونه بابامو نمیدیدم حتی یه سال که تو شهر خودمون بودیم هم منو شوهرم میاورد تهران خونه پدرشوهر منم هیچی نمیگفتم حوصله جنگ و نداشتم ولی خداشاهده میدیدم هرجا هست دختر و دامادشم پیششن اصلا نمیذاره با خانواده دامادشون دختره رفت و آمد کنه😒😒
کم کم منم بخودم اومدم عید سال و حتما خانوادگی جمع خودمون تو خونمون تحویل میکنیم
بعد که نیمه تعطیلی مشخص شد میریم خونه بابام اینا عید ها هم میریم خونه بابام اینا شب چله هم قراره خدا بخواد بریم💞💪💞
دیگه نمیرم خونشون و فقط همسرم میره ولی واسه اینجور چیزا حتما شوهرمو هم با خودم میبرم البته نه زوری چون خودشم میگه بیا بریم😚
اون اوایل خیلی اذیت میشدم اونا هم انقدر بدجنس ان مسافرتمو زهرم میکردن😢😢