سلام به همگی..من عقدم..هروقت میرم خونه مادرشوهرم زیاد میمونم..بارها گفتم بهش ک من از فلفل دلمه ای بیزارم یعنی نمیتونم به هیچ وجه بخورم حتی بوشم تو غذا باشه دوس ندارم..ولی هروقت من اونجام تو غذاهاش میریزه..همیشم میگه ادم باید همه چی بخوره و یه کسی جلو من بگه فلان غذا رو نمیتونم بخورم من باورم نمیشه و فک میکنم از لوس بازیشه و چطور بچه های من همه چی میخورن و برمیگرده به تربیتشون..
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شوهر منم ببخشیدا خونه اونا مثل چسب میچسبه باید هزار بار بگم پاشو بریم اونم شاید اقا بهش بر بخوره&nbs ...
آخه قبل رفتن شرط میکنم که هروقت خسته شدم ودلم میخاد برگردم بی چون وچرا تو هم قبول کنی وگرنه نمیام.اونم میگه باشه.اینم بگم ها زیاد به خانوادش وابسته نیس ولی به من خیلی وابستس.یعنی خودم وابستگیشوبه خانوادش با محبت وتوجهاتم کم کردم.رو حرف من حرف نمیزنه.😎😊