حس میکنم دارم خودموازدست میدم حس میکنم منی دیگ وجودنداره تموم کردم خودموبخاطرآدمابه خاطرتوجه بیش ازحدتوجه زیادمحبت بی انتهاوآخرشم همش من بودم آدم بده من بودم مقصرازبس بخاطرهرمشکلی دیوارکوتاه ترازمنی وجودنداشته وهمه کاسه کوزه هاسرمن شکسته شدمقصرهمه چی من بودم نمیدونم شایدقسمت زندگی من این بوده ولی اللن منی مونده باضعف اعصاب شدیدواسترسی بی انتهاکه هرموقع استرس میگیرم دیگ باهام بی حس میشن بدنم واکنش نشون میده
خدایـــابقیه باتوچه نسبتی دارن که منونمیبینی قربونت برم