2777
2789
شیواجان نامزدت برای این موردایی که پیش اومده چیزی نمیگه؟برای مشاوره چیزی بهت گفت که برین یا نه؟مزه د ...

با خودش حرف زدم الان گفت تو رو نگفتن که منو گفتن انقد که تو فکرم گفتن برو شاید بهت کمک شد

لطفا درخواست دوستی ندید

اگه عقلانی بخوای بری جلو نباید ۱۴ سکه رو قبول کنی 

یا اینکه بگی قبول به شرطی که بهت وکالت بلاعزل طلاق و محضری(همون حق طلاق) رو بده


با مادرشوهرتم اصلا و ابدا بدون هماهنگی با شوهرت حرف نزن

حتی اگه هم اول به شوهرت گفتی اونم گفت باشه فقط در حضور شوهرت باهاش حرف بزن

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

سلام شیواجون ناراحت نباش عزیزم. نمیدونم حالات و روحیات اونا رو تو خودت بعتر میشناسی .اگه مادرشوهرت ...

باعث نود درصد رفتارای خانوادش زن داداششه پس چی بگم اگه از اون نگم با خودم خوبنا خیلی ولی وقتی اون هست از این رو به اون رو میشن مارو حساب نمیکنن اون بد برخورد میکنه با ما خانوادشم پشت مارو نمیگیرن هیچ پشت اونم درمیان که نامزدم گفت از ترسشونه همینجوریشم زن داداشم به تو حسادت میکنه مادر پدرم میترسن باتو بدتر دشمن شه که اونجوری میکنن بعد گفت ولی مادرم بهش گفت سر دعوت تولد گفت پسرم دیگه تنها نیست هر جا دعوت میشه خانومشم باید باشه دیگه حالا راست میگه یا دروغ نمیدونم. برخورد مادرشم والا نمیدونم اصلا قابل حدس نیست ولی با نامزدم حرف زدم نظرم برگشت چیزی به مادرش نگم بهتره فعلا هنوز زمان میخواد جا افتادن رابطه ما

لطفا درخواست دوستی ندید
میگم شیواجون رفتار شوهرت چجوریه این روزا؟امیدوارکنندست؟ منم اون تاپیکو که میگی خوندم بدبه دلت راه ن ...

اینجوری که خودش میگفت خودش حرف زده و گفت یه چیزاییم اخلاق مادر پدرمه دیگه قابل تغییر نیست گفت من باید تو رو ببرم سر زندگیم نمیتونم اونارو زور کنم که

لطفا درخواست دوستی ندید
اگه عقلانی بخوای بری جلو نباید ۱۴ سکه رو قبول کنی  یا اینکه بگی قبول به شرطی که بهت وکالت بلاع ...

اره مادر خانومی عقلانیش اینه میدونم ولی شرایط ناجوره. اگه با مادرش حرف میزدم که قطعا با گوشیم ضبط میکردم اونم یکم شیشه خورده رو داره یه سری یه دور به هم زنی کرد که اخر نامزدم قران گذاشت زیر دستش تا گفت نه اونجورام نبوده و زد زیر حرفش کلا چشمم از همه کس ترسیده.خوبی داره ها ولی ادمه دیگه. مهریه هم حالا وقت هست امشب حرف زدیم خیلی خوب برخورد کرد شاید تا عقد بتونم راضیش کنم حداقل نصف اموالم اضافه کنه به مهریه الان که چیزی نداره در اینده ان شاءالله اگه داشت حضانت بچه هم گفت مینویسم برا وقتی که خودم نبودم حضانتش برسه به تو

لطفا درخواست دوستی ندید

جاریم خیلی اذیتم میکنه😢

شما از گذشتمون زیاد نمیدونید ولی کم کم فک کنم متوجه بشید که چرا انقد دور شدم از همه چرا عقد نکردم و ترسیدم چرا دلم شکسته بود و باهاشون بد شده بودم

لطفا درخواست دوستی ندید

امشب رفتیم خونشون باهمه دست دادم خوب برخورد کردن باباشونم نشسته بود دست دادم خب توقع ندارم مرد به تون سن به پای من پاشه که. مادرشوهرم موهامو بافت خواهرشوهرم عکس مبلای جدیدشونو که سفارش دادن نشونم داد میدونم الان میگید اونا که میگن پول حلقه نداریم اره همیشه همینطور بوده هیچ وقت از بریز بپاششون برا مدت کوتاه نزدن تا مارو بفرستن سر زندگی عیب نداره پول خودشونه برا اون یکی بچه هاشون کردن برا ما نمیخوان کنن از همینا ناراحت میشدم قبلا ولی الان فقط میگم خدا بزرگه عیب نداره.

با پدرشوهرم نشسته بودیم کنار هم داشتیم تو نت میچرخیدیم تا اینکه😢 جاریم اومد

لطفا درخواست دوستی ندید

پدرشوهرم یکککک جوری از جا بلند شد رفت جلو در به استقبالش که من جا خوردم سلام و احوالپرسی لپشم کشید و دیگه کلا نیومدن هیچکدوم طرف من. رفت بااون عروسش نشست یه جا خب نامزدم غروب داشت میگفت این رفتاراشون برااینه که باتو دشمن تر نشه و حسودی نکنه ولی نمیدونم واقعا اینه یعنی؟ انگار طلسم شدن در مقابل اون

کلا از اومدنش تا رفتن ما نیم ساعت بود تمامممممممم مدت فقط منو زخم زد فقط طرف صحبتش غیر مستقیم من بودم اینم بگم که مثل همیشه سلام نکرد بهم

لطفا درخواست دوستی ندید

نامزد من گذشته خوبی نداره همه کار کرده ولی برا من مهم نبود همون اول این چیزارو بهم گفته بود و من گفته بودم از این به بعدش مهمه که اونم گفته بود من فقط میخوام دیگه زندگی کنم هرکاری کردم از جوونی و خریت بود و اینکه تعهد نداشتم و.... 

جاری همون اول هنوز نفسش سرجاش نیومده شروع کرد دخترای الان چه چیزین پسرو میچسبن دو دستی میندازن خودشونو ادم میمونه اصلا ما که انقد برامون سرو دست میشکستن اصلا این چیزارو میبینیم دهنمون وا میمونه گل و کادو و هزار جور سرویس میدن به پسر که چی و....

بعدم شروع کرد باز مثل هردفعه خاطره گفتن از گندکاریای نامزدم که یادته فلان جا با فلانیا بودیم مست بودید فلانی(یه خانومی) هم سیاه مست بود چیکار میکردی چه بلایی سر طرف اوردی ( منظورش این بود که از مستیش سو استفاده کردی و باهاش رابطه داشتی) نامزدمم برگشت به من گفت بهش پیشنهاد ازدواج دادم( نمیدونم چرااینو گفت که مثلا بگه من باج بهت نمیدم از زنم نمیترسم نمیتونی زندگیمو خراب کنی) خدا میدونه چطوری غذارو با سختی قورت میدادم

یکبار پدرشوهرم بهم نگفت بیا سر میز برا غذا انقد نامزدم گفت رفتم نشستم ولی به اون بالای بیست بار گفت و اخرم یه بشقاب براش کشید گفت بیا باهم بخوریم عروس پدرشوهر شروع کردن باهم غذا خوردن

همش یادم میاد گذشته رو قبل از قهر خانواده ها یادم میاد نامزدیم زنگ زد گفت نمیذارم زندگی کنید یادم میاد سر هر عید چه دعوایی راه مینداخت چقد پول ازشون میگرفت چقد دم خونشون ابرو ریزی کرد تا برا من کاری نکن مهریه گذاشت اجرا تا از مهریه بترسن و این دختره هم که اینو فهمیده بود اومد گفت چهارده تا که باباشم گفت ببین اون عروس چقد سر مهر مارو اذیت کرد اینی که میگه چهارده تا میاد برا زندگی تا مهریمم سر همین بذری که جاری کاشت بعد چهارسال شد چهارده تا خیلی اذیتم کرده بچه ها خیلی و میکنه

وقتی یادم میاد سر عقدم میخواد باشه تنم یخ میکنه. میاد که به هم بزنه میاد که دعا بخونه میاد که ابروی نامزدمو جلو خانوادم ببره میاد که مارو کوچک کنه مطمئنم نامزدمم اصرار داره به اومدنش بهش میگم دیگه هیچی هم نگه سیگار کشیدنتو مطمئن باش میگه تو خونه مام سیگار جرمش درحد قتله چه برسه مشروب وای مادر پدرم نمیدونم چیکار کنن اون موقع شاید منم ترک کنن شاید جلو اونا دعوا کنن من تازه مادرمو قانع کردم برخورداش با نامزدم خوب باشه دیگه تا دنیا دنیاست روابطشون خراب میشه

لطفا درخواست دوستی ندید

الان دیگه مشروب نمیخوره همش مال گذشته ست اونم خیلی دور ده سال پیش. وقتی بهش میگم اونا نباشن فقط مادر پدرا قبول نمیکنه میگم میاد اینارو اونجام میگه ها میگه خب تو قبلش بگو مخفی کاری که نمیشه به خانوادت بگو این چیزارو. حتی نمیتونم تصور کنم همچین چیزیو شاید حتی مادر پدرم منم از خونه بیرون کنن بگن برو دیگه پشت سرتم نگاه نکن.بعدم ادم گناهی و که کرده و توبه کرده خدا میگه به هیچکس جز خودم گناهتو اعتراف نکن من چرا خرابش کنم تو خونه

لطفا درخواست دوستی ندید

شیوا جون جات نیستم اما تو رو خدا فکر کن چند بارم تو همین تاپیک گفتم خانواده اندازه خود پسر مهمه این رفتارها و تحقیرها و فرق گذاشتنهاشون تا ابد هست تا کی میتونی تحمل کنی؟ حتی بین نوه هام هم بعدا فرق گذاشته میشه اخه به جه قیمتی یه عمر تحقیر را میخوای تحمل کنی وقتی نامزدتم اونجور بهت علاقه و اشتیاق نداره که بگم جبران کارهای خانوادشا میکنه؟؟، تو رو خدا فکر کن  هیچ پسریا نمیتونی از خانوادش دور کنی حتی دور کنی تاثیرشا تو زندگی خودت میبینی . این ازدواج با این شرایط به صلاحت نیست !!!!!


الان دیگه مشروب نمیخوره همش مال گذشته ست اونم خیلی دور ده سال پیش. وقتی بهش میگم اونا نباشن فقط مادر ...

اولا که شیوا جان شما گفتی منطق رو کنار بذاریم دلی بریم جلو... خب پس دلی برو جلو و مطمئن باش تو دختری هستی که به همه خواسته هات میرسی ، اونم میدونه اینو... فقط زمان لازم داری .... وقتی وارد خانواده شدی مطمئنا فرصت کافی داری که جایگاه خودتو تثبیت کنی و حتی اونم پایین کشیده میشه

دوما درمورد عقدتون ، برا اینکه استرس طلسم داری و اعتقاد داری، این کار رو کن . با نامزدت حرف بزن ، یکی دو روز قبل عقد اصلی، برید پیش یه حاج آقایی، توی یه امامزاده ای فقط خودت باش و نامزدت براتون صیغه عقد دایم بخونه. شما هم که قبلا صیغه شوهرت بودی و دختر نیستی به اذن پدر نیاز نداری

اینو هم به عنوان یک راز بین خودتو شوهرت نگه دارید

بعد دیگه حالا توی مجلستون هرکی هرکار میخواد بکنه!!

اولا که شیوا جان شما گفتی منطق رو کنار بذاریم دلی بریم جلو... خب پس دلی برو جلو و مطمئن باش تو دختری ...

مرسی از دلگرمیت و پیشنهادای خوبت عزیزم😘 فقط طلسم نیست که نگران حرفای اون زن جلو مادر پدرم هستم

لطفا درخواست دوستی ندید
مرسی از دلگرمیت و پیشنهادای خوبت عزیزم😘 فقط طلسم نیست که نگران حرفای اون زن جلو مادر پدرم هستم

به پدر و مادرت بگو دروغگو، دو به هم زن و روانیه!!! بگو آمادگی داشته باشید که میخواد بیاد عقدو بهم بزنه با توهین یا هر روشی

وای خدایا چ جاریی داری شیوا 

ولی خداروشکر مادرشوهرت پس دوستت داره 

پس نظر پدرشوهرتم پس برمی گردونه دیگه

یه مدت که فقط ازت خوبی و محبت و خوش زبونی ببینن بعد خودشون فرقو میبینن بین شما جاریا همونطور که الان مادرشوهرت فهمیده

برای سرعقدتم خدا بزرگه عزیزم بسپار به خودش البته ایمان خودت خیلییییبییی قوی تر از منه دیگه وقتی خداوند خودش هواتو داره از زبون جاری و هیشکی واهمه نداشته باش عزیزم 

هردو پیشنهاد مادر خانومی هم وااااقعا عااالیه 


" اللهم عجل لولیک الفرج " 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز