2777
2789
به نظر من میخواد عکسالعنل تورودببینه که پروفایلش رو عوض نمیکنه شیوا چرا اینقدر باهات لج هستن؟ تو گذ ...

از روز نامزدیم دعواشون شد سر من با زن داداشش و خانوادش. عزیزم همشون فامیلای خیلی نزدیکن خب اون عروسو به منه غریبه نمیفروشن که دعوا هم با من نبود سر من بود من مثلا خواستم پشت نامزدم باشم شدم کاسه داغ تر از آش و دور شدم و کینه ها زیاد شد دشمنا بینمون حرف بردن به دروغ آوردن و کلی سوتفاهم و....

لطفا درخواست دوستی ندید
فعلا که خبری نیست گفته صبر کن بهونشم بیی پولیشه


شیوا جون زودتر باید عقد کنین 

خونواده ها باید با هم صحبت کنن زودتر؛ دعوتشون کنین بیان خونتون یه جوری بزرگترا حرفو پیش بکشن

حرف نامزدت واسه عقد اصلا منطقی نیست

مگه نمیگی اولش سنتی اومدن خاستگاری پسرشون اونم چندین سال پیش

پس اون موقع شرایطشون جور بوده چه برسه به الان

تو این سالها هم بیخود معطلت کرده

سن دوتاتون داره میره بالا تو زندگی دیرتر با هم کنار میاینا

من تکیه به دیوار تو کردم؛ عجب حس قشنگی...

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

شیوا جون زودتر باید عقد کنین  خونواده ها باید با هم صحبت کنن زودتر؛ دعوتشون کنین بیان خونتون ی ...

ما دعوتشون کنیم؟

اتفاقا امشب همین حرف شد

گفتم خب ما که اجاره نشینی و چهارده تا سکه رو قبول کردیم یه قدمم نباید خانواده تو بیان جلو ما زنگ بزنیم بگیم بیاید تاریخ عقد بذارید با چهارده تا سکه و مستاجری دخترمونو ببرید؟

خب یه قدمم اونا وردارن

نمیخوام فردا مادرمم تیکه بشنوه نمیخوام بگن خودت زنگ زدی گفتی بیاید ببریدش ما که پانشدیم بیایم

لطفا درخواست دوستی ندید

نمیخوام درخواست عقد هم از طرف ما باشه😢 خب اونام یه قدم بردارن دیگه. بچه ها راه جلو پام بذارید شرایط حساس شده میخواد عقد کنیم ولی خانوادش قدم برنمیدارن انقد عوضی و مغرورن میگن اونا باید زنگ بزنن مارو دعوت کنن پیش قدم شن اشتی کنیم

چیکار کنم از خر شیطون بیان پایین؟ بخدا من اخلاقاشونو میدونم چند سال دیگمو میبینم ما غیر از پذیرفتن شرایط یه قدم دیگه هم برداریم اونم خانوادم یه عمر مادرم ازشون حرف میشنوه و هزار برابر اذیتم میکنن لااقل اون موقع مامانم بگه من اگه میدونستم شما نمیخواید دختر من اومده پاشو میشکستم شما اومدید که منم دادمش

لطفا درخواست دوستی ندید

بشدت ادمای بی جنبه ایند الان میگید امر خیره فرق نداره ها مادرش همه جا رو پر میکنه مادر دختره زنگ زد گفت بیاید عقدش کنید با چهارده تا مهریه ورش دارید ببریدش

لطفا درخواست دوستی ندید

نظر خودش چیه؟ یعنی شرایط اینجوریه که میخواد عقد کنید ولی دل و دماغ این و نداره محکم وارد عمل بشه؟ بنظرم یکی که بتونه تو این قضیه استارت بزنه کار و میندازه جلو و ترجیحا از خانواده اون باشه بهتره .. کسی نیست که با بقیه یه مقدار فرق داشته باشه؟

ما دعوتشون کنیم؟ اتفاقا امشب همین حرف شد گفتم خب ما که اجاره نشینی و چهارده تا سکه رو قبول کردیم ی ...

آخه عزیزم شما وقتی بدون دعوت همراه با اون آقا پسر داری میری خونشون هم دقیقا همین معنی رو میده

داری غیر مستقیم بهشون میگی من با اینکه شرایطتون رو میدونم ولی بازم هستم

هیچ فرقی نمیکنه

اگه واست مهم باشه باید ارزش خودتو حفظ کنی ببخشید دارم صریح میگم اما اصلا ظاهر خوشی نداره این رفت و اومدات

هرچند ک نامزدت بگه

همه بچه هایی ک اینجا دارن میگن برو و حمایتت میکنن هیشکدوم راضی نمیشن چنین شرایطی واسه برادراشون پیش بیاد

بنظر من ازین به بعد خویشتن دار باش

شما ک اینقد اعتبار خونوادت واست مهمه

اگه بار دیگه این آقا بهت پیشنهاد داد بری خونشون بگو خانوادم اجازه نمیدن ؛ بذار حضور بزرگتر رو تو زندگیت حس کنه

هرچند هنوزم نمیتونم هضم کنم چطور پدرو مادرت راحت با این مسائل کنار میان

من تکیه به دیوار تو کردم؛ عجب حس قشنگی...

بشدت ادمای بی جنبه ایند الان میگید امر خیره فرق نداره ها مادرش همه جا رو پر میکنه مادر دختره زنگ زد ...

نه عزیزم اتفاقا خیلیم فرق داره چرا نداشته باشه زن ارزش داره 

شما وقتی اشتباه کردی ک رفتی خونشون 

اصصصصلا وجه خوبی نداشت

شما با رفتن به خونشون غیرمستقیم بهشون گفتی بیایید منو عقد کنید من همه شرایطتون رو بپذیرفتم از خدامم هست!!!!

منم اگه گفتم دعوتشون کنی چون گفتم شاید واست مهم نباشه

شیوا بخدا من نگرانتم نمیخوامم الکی ته دلتو خالی کنم ولی با این رفتارا مطمئن باش اگه اونا هم پیش قدم بشن بازم تیکه بارونت میکنن میگن ما اومدیم چون تو دست از سر پسر ما ورنداشتی 

تو باید از پشت صحنه نامزدتو هدایت میکردی نه اینکه خودت بری تو صحنه

من تکیه به دیوار تو کردم؛ عجب حس قشنگی...

خیلی اشتباهات تو رابطه با این آقا کردی

چه همون موقع ک بیش از حد ناز کردی

چه الان ک از ور دیگه بوم افتادی

عزیزم خوشحالیه الان نامزدت ک گاهی ازش حرف میزنی آنیه فقط واسه الانه

بعد از ازدواج خیییییلی مسائل فرق میکنه

تو الان فک میکنی ازدواج کنی دیگه تمومه راحت میشی 

اما اینجوری درست نیست؛ نمیگم بخاطر خواستت نجنگ نمیگم تلاش نکن اما اصولی ؛ از راهش

ک اگه ازدواجم کردی عزتو غرورت حفظ بشه 

غرور منظورم اندازه ای ک واسه زن لازمه همونقدی ک احترامت حفظ بشه نه نگرون تیکه بارون بعدش باشی

شیوا تو با چندتا حرکت میتونستی نامزدت رو شیفته خودت کنی بدون اینکه تردید کنه تو انتخابت

اما خراب کردی حتی اگه ازدواج کنی؛

فقطم بخاطر اینکه دست و پاتو گم کردی

 بهرحال امیدوارم خوشبخت شی

من تکیه به دیوار تو کردم؛ عجب حس قشنگی...

نظر خودش چیه؟ یعنی شرایط اینجوریه که میخواد عقد کنید ولی دل و دماغ این و نداره محکم وارد عمل بشه؟ بن ...

بحث دل و دماغ نیست مادر پدرش لجبازن و مغرور. خودش انقد تلاش کرده هیچ وقت نتونسته حرفشو به کرسی بشونه میدونه باز دعوای بی نتیجه میشه حتی اگه از خونه بره حتی اگه خودکشی کنه قبلا اینکارارو کرده و مشکلات اون زمانو نتونسته حل کنه الانم همینه وقتی قبول نکنن خود خدام بیاد بگه باز قبول نمیکنن کلا فامیلای درستی نیستن فقط نامزد من فرق داره شبیه اونا نیست اصلا اینو از رو عشق نمیگما واقعا باهاشون فرق داره خودشم از دست اونا در عذابه

لطفا درخواست دوستی ندید
آخه عزیزم شما وقتی بدون دعوت همراه با اون آقا پسر داری میری خونشون هم دقیقا همین معنی رو میده داری ...

دختر بلا درسته فقط متنه درسته نمیبینمت ولی کاملا دلسوزیت مشخصه عزیزم حرفت حقه دردمو میفهمی منم از همینایی که تو میگی میسوزم ولی چیکار کنم؟ امشب بهش گفتم شمام یه قدم بردارید دیگه گفت تو مگه اینارو نمیشناختی تو مگه شرایطو ندیدی مگه من این روزو صدبار بهت نگفتم. مگه نگفتم بیای برگردی این وضعیته ها پس چرا قبول کردی 

لطفا درخواست دوستی ندید
خیلی اشتباهات تو رابطه با این آقا کردی چه همون موقع ک بیش از حد ناز کردی چه الان ک از ور دیگه بوم ...

بکشم کنار،  حرف مخالف بزنم، فشار بهش بیاد میذاره میره میفهمی اینو؟ نمیتونم بذارم بره. این حرفا ول کن پس. نرو خانم باش سنگین باش من الان پست ترین و خوار ترین موجود دنیام برامم مهم نیست به درک ولی خانوادم نه اونا نمیخوام حرف بشنون تیکه بشنون کاش صبح پا نشم همه راحت شن دیگه نمیخوام زندگی کنم بسته نمیخوام

لطفا درخواست دوستی ندید

خدایا چرا من نمیمیرم چرا باید بشم وسیله خوار شدن کسایی که از ارامششون زدن از دهنشون زدن که بهترین شرایطو برام فراهم کنن از ته دلم با تمام وجودم بدون اینکه از رو عصبانیت باشه دوست دارم دیگه زنده نباشم

لطفا درخواست دوستی ندید
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بدرود

pouya890 | 12 ثانیه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز