با این توصیفاتی ک تو میکنی از خونوادش بمونی ک چی بشه؟!!!!
شیوا جان همه مشکلات تو ازونجا شروع شد ک ترسیدی بذاری بره ، ولی نمیرفت
اگه محکم میگفتی دوستت دارم ؛ اگه محکم میگفتی باید بهم اعتماد کنی اگه نمیخواستمت یا با کس دیگه بودم سمت تو نمیومدم ؛ بعدم اینقد خودتتو دربرابر خواسته هاش کوچیک نمیکردی
واسه به دست آوردنت هرکاری میکرد حتی با خونوادش میجنگید؛ فک میکردی میرفت این فکرام بخاطر ترست بود
ارزش خونوادت هم پیش خانواده نامزدت به ارزش دخترشونه
اگه خونوادت برات مهمن خودتو مهم و مقتدر نشون بده
هرچند دیگه تا حدودی ازین حرفا گذشته
الان راهت همونه ک خونوادت دعوتشون کنن
وگرنه پسره برای ازدواج باتو باید کلا قید خانوادشو بزنه
بهش بگو اگه میتونه بدون رضایت کسی برین عقد کنین