دراز کشیدم یه چای زنجبیل با نبات میخورم پری هستم...پاشم یه دوش بگیرم شوهر جان استخر هستن تشریف بیارن ناهار بیرون دعوتم کرده شامم خونه مادر شوهر دعوتم دارم فک میکنم برم نرم چی بپوشم در این حالم
زندگی به من آموخت که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست ...
اخرين روزاي مجردين با دوستم قرار گذاشتيم ي روز ك بارون اومد برين تو بارون جيگر بخوريم نشد بريم و بعدشم ازدواج كردم و يني انقددددد تو دلم مونده هااااااا