بعد از ازدواج متوجه شد خیلی به حرف مادرشه. مادرش دخالت زیاد میکرد. حتی تو رابطه جنسیشون هم فضولی میکرد شوهرش بچه سال بود حسی به زندگی مشترک نداشت. هنوز از حس و حال رفیق بازیش در نیومده بود. رفیقاش براش اولویت بودن . محبت کردن بلد نبود محبت کلامی که هیچی
اگه بحثی پیش میومد خیلی دل گنده بود قهر میکرد یه ماه دوماه هیچی نمیخرید بابام همش وسیله و غذا میخرید واسه خواهرم اینجور مسائل گلم