2777
2789
عنوان

تغییر

51 بازدید | 4 پست

دیگ بلند نخندیدم، دیگ بچه نیستم، دیگ زیاد ب خودم اهمیت نمیدم، دیگ سر اتفاقای خوب ذوق نمیکنم... ما همه اتفاقای خوب اینده رو طوری تعریف میکردیم ک هردو توش بودیم. تمام سعیم برای اتفاق خوب این بود ک خوشحالش کنم امیدوار شیم، دیگ خوش رفتار و اروم نیستم، دیگ این من نیستم ک به بقیه امید میدم. من الان خودم محتاج دلداری و امید ی نفرم، دیگ اعتماد نکردم حتی به خانوادم، احساسات دخترونم تخریب شد، ایمانم تخریب شد، مذهب برام مرد، خدا برام مرد، کارما برام مرد، رفیق برام مرد، تولد برام مرد، قول برام مرد، قسم حضرت زهرا برام مرد... ") 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عامل همه خوشی و امیدم عامل خنده بلند بلندم اون بود، الان عامل ذوق نامزدشه!:)

حق میدم ولی باور کن این به صلاحت بود هرچند الان میگی من این صلاحو نمیخوام ولی خدا چیزایی دیده و مکالمه هایی شنیده ک تو نمیدونی و ندیدی 

اولاش ناامید میشی ناراحت میشی ولی مطمعن باش بعد چند سال توام به این تفکر میرسی 

سعی کن خودتو پیشرفت بدی با دیگران ارتباط بگیری ابن حالتو خوب میکنه

M♡R

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

امن ✨

amiracle | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792