من چند وقت پیش زایمان کرده بودم و جاریم ازم احوالمو نپرسید و تبریک نگفت و الان جاری دیگم میگه تو چرا رفتی خونش ساده ای. باید باهاش سرسنگین میبودی تو باید برای خودت ارزش قائل میشدی یا نمیرفتی که متوجه بشه ناراحت شدی گرچه احوال خودش را هم موقع زایمان ازش نپرسید من با خودم میگم خوب اگه تو این چیزا رو بلدی برای چی خودت این کارو نکردی گرچه الان رابطه خوبی با هم ندارن و باهام سرسنگین هستند میگم کاش این حرفو بهش میگفتم میگفتم خوب با توام تبریک نگفت تو چرا بعدها رفتی خونش
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
عزیزم مادربزرگم همیشه میگفت لباس دوتا هوو رو میشه توی یه تشت شست اما لباس دو تا جاری رو نه اون جاری شما وقتی از اون یکی دیگه جاریتون به شما میگه صددر صدر پیش اون باز از شما میگه واین آدم دو به هم زن نه دلش برای شما سوخته نه او جاری دیگه فقط برای خوب نشون دادن خودشه