من چند وقت پیش زایمان کرده بودم و جاریم ازم احوالمو نپرسید و تبریک نگفت و الان جاری دیگم میگه تو چرا رفتی خونش ساده ای. باید باهاش سرسنگین میبودی تو باید برای خودت ارزش قائل میشدی یا نمیرفتی که متوجه بشه ناراحت شدی گرچه احوال خودش را هم موقع زایمان ازش نپرسید من با خودم میگم خوب اگه تو این چیزا رو بلدی برای چی خودت این کارو نکردی گرچه الان رابطه خوبی با هم ندارن و باهام سرسنگین هستند میگم کاش این حرفو بهش میگفتم میگفتم خوب با توام تبریک نگفت تو چرا بعدها رفتی خونش
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
عزیزم مادربزرگم همیشه میگفت لباس دوتا هوو رو میشه توی یه تشت شست اما لباس دو تا جاری رو نه اون جاری شما وقتی از اون یکی دیگه جاریتون به شما میگه صددر صدر پیش اون باز از شما میگه واین آدم دو به هم زن نه دلش برای شما سوخته نه او جاری دیگه فقط برای خوب نشون دادن خودشه