این پسره خیلی خوبه ها
همه چیش
خیلی انسانه
خیلی باشعوره
خیلی بامحبته
من خر پس چرا نمی تونم دوسش داشته باشم
به زور می تونم تو صورتش نگاه کنم
زشته
روم نمیشه باش راه برم
خوبه ها، دوست دارم شوهرم باشه
اما پس چرا اینجوریم
داشتیم چت می کردیم هی عکسامو میفرستاد از قیافم تعریف می کرد
گفت تو دقیقا همون قیافه ای هستی که من می خواستم
گفتم خوش به حالت
ناراحت شد با یه حالت بدی ول کرد رفت خوابید
خاک تو سر من
حالا انگار خودم چه گهیم
چی کار کنم
چرا نمی تونم
چرا اون جرقه هه پیش نمیاد
نمی تونم دیگه ول کنم
از بس که خانوادم اصرار دارن و همه راضین و فهمیدن و از بس خرج کرده برام تو این مدت و برنامه ریخته