چرا بعدش تو حیاطهاباهم بودیم و نشسته بودیم،
ولیتو حیاطش هم انقدر بهت تذکر میدن که خودت خسته میشی
یه اقا که خادم هم نبود به جوراب خاله ام گیر داده بود،واقعا بعضی رفتارا زشتو زننده هست
جوراب خالم مشکی بود و کمی نازک بود
اقاهه وسط صحن اومده میگه چرا جورابتون نازکه