2821
2789
عنوان

ازدواج

| مشاهده متن کامل بحث + 1819 بازدید | 71 پست
اااا اخه واسه عقد من خواهر شوهرم اصن کار نداش همشو مامانم گرفت . نمیدونستم . مرسی که گفتی 

واس ما همه ی کادوها و هرچی چی عقد جمع شد مادر شوهرم برداشت ...😣😣😣

این جهان بی‌من مباش و آن جهان بی‌من مرو

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

واس ما همه ی کادوها و هرچی چی عقد جمع شد مادر شوهرم برداشت ...😣😣😣

ااا پس سابقه دارن . همون سعی کن‌جلوشون بگی که قرض داریم باید پرداخت کنیم البته با شوهرت هماهنگ باش. از این ورم روی شوهرت کار کن که بهشون بگه کادوهای جمع شده مال ماس 

میشه برای حل مشکل شوهرم یه صلوات بفرستید . 

بچه ها میدونید چیه خیلی دوست دارم حال خواهر شوهرمو بگیرم خونشون که میرم تو چشمم نگاه نمیکنه همش میگه میخنده با اعضای خانواده از لج من سر سفره هم نمیاد غذا بخوره که بامن چشم توچشم نشه اینو بگید چیکار کنم

این جهان بی‌من مباش و آن جهان بی‌من مرو
عقد خرجش با عروسه،جشنيه كه عروس ميگيره، خانواده پسر گرفتن؟

عروسيرو مشترك گرفته بوديم چون ما يه شهر بوديم اونا هم يه شهر،رفتيم شهر اونا گرفتيم، منظورم از جشن نامزدي كه ميگم گرفتن برا اون يكي پسرشون بود كه زن گرفتن و جشن نامزدي

ااا پس سابقه دارن . همون سعی کن‌جلوشون بگی که قرض داریم باید پرداخت کنیم البته با شوهرت هماهنگ باش. ...

مثلا مني كه اينهمه رو مخ شوهرم كار كردم آخرش چي شد شوهرم باهاشون بحثم كرد ولي پولارو ندادن مادرشوهرم الكي گفت اصلا پول جمع نشد درحاليكه خودمون ديديم همرو ميذاشت تو كيفش😐

بچه ها تو مراسم ها مهمونی ها همیشه تنهام خواهر شوهرام‌میرن با اعضای فامیل میگن میخندن من همیشه تنهام ...بااین کارشون میخوام بهم بی محلی کنن چون میدونن من نامزدم پیشم نیست که باهاش بگم بخندم.منظورم مهمونی هایی هست که خانوما و اقایون جدا هستن

این جهان بی‌من مباش و آن جهان بی‌من مرو
بچه ها میدونید چیه خیلی دوست دارم حال خواهر شوهرمو بگیرم خونشون که میرم تو چشمم نگاه نمیکنه همش میگه ...

وااااي دقيقا مثل خواهرشوهر منه😂😂 من تو دوران نامزدي اوايل باهاش خيلي خوب بودم بعد كه ديدم ارزش نداره به هيچ وجه جاي ادم نذاشتمش به شوهرمم گفتم موقع عروسي خواهرت نيوفته دنبالمون موقع خريدا كه خرابش ميكنم شوهرمم بهش گفته بود بعد اون اصلا بهم محل نميذاشتيم حتي عروسيم كرد عروسيشم نرفتم كلا باهم حرف نميزنيم خيلي هم راحتم كه نميبينمش

همش جلوم کلاس میذاره تو دلم فشش میدماآااااا ولی چون مخاطبش من نیستم هیچی نمیگم ولی تاحالا رو در رو بهم چیزی نگفته ولی مثلا با خواهرش حرف میزنه ولی منظوره حرفاش منم به در میگه دیوار بشنوه هیچ وقتم سلام نمیده بهم 

این جهان بی‌من مباش و آن جهان بی‌من مرو
عروسی مرفتی همسرت چیزی نگف؟؟؟؟مادرشوهرتینا چی؟؟؟

نه شوهر من ميديد كه حق با كيه،حتي شوهرمم نرفت عروسي خواهرش.به هيچ وجه تعصب منو به اونا نميده همينه كه تا تهش ميسوزن چون فك ميكردن هركاري كنن شوهرم باز طرف اوناس

الان خیلی پسرا خودشون خرج عروسی رو میدن، ربطی هم نداره که بخوان پول عروسیتو بگیرن، بعدم معمولا خونوا ...

ذوق بیش ازحد چیه ...اصلا به یه ورشون نیست عروسیه پسرشونه

این جهان بی‌من مباش و آن جهان بی‌من مرو
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز