2789
عنوان

خواستگارم😐

306 بازدید | 29 پست

سلام یه مشکلی پیش اومده لطفا راهنماییم کنین

یکی از فامیلامون تازگیا ازم برا یکی از پسراش خواستگاری کرده

ایشون دوتا پسر دارن که اگه درست گفته باشم نزدیکای ۲۵ سالشون هست ..

اینا تو یه شهر دیگه زندگی میکنن و برا تعطیلات تصمیم گرفتن بیان شهر ما،مامانش وقتی منو دیده بودیطورایی خواستگاری کردن و به مامانبزرگمم گفتن که نیلو رو برای پسر کوچیکم میخوام(پسر کوچیک ایشون خیلی ادم زرنگی هست..مثلا تا این سن برا خودش مغازه لباس باز کرده و الانم یه مغازه رو شریکه که طلا فروشی دارن)مامانبزرگمم پیچونده و گفته حالا ببینیم چیمیشه .

اینا خونه ی مامانبزرگم موندن،منو مامانمم رفته بودیم خونه ی مامانبزرگم،اکثرا مهمون داشتنی برا کمک میریم 

؛همو دیدیم و احوالپرسی و اینا .. پسر کوچیکه یکم ادم اخمالویی تشریف داشتن😑ینی اصلا بزور ادمو نگا میکرد .. چندبار قبلن که شهر ما اومده بودن اون موقع کوچیک بودم خیلی خوب باهک ارطباط برقرار میکردیم الان اصلا خوشم نیومد

ولی برعکس پسربزرگه خونگرم و اینا از این بیشتر خوشم اومد

دو روز گذشت یهو دیدم پسربزرگهه پیام داده و خیلی صمیمی

حرف خاصی نزده بود ولی تعجب کردم سلام احوال پرسی کردیم ولی من سرد جواب میدادم(اینم بگم اون خونه مامانبزگم بودنی هی شوخی میکرد سعی میکرد حرف بزنیم باهم)

بعد به مامانم ماجرا رو گفتم مامانم گفت محل نده

بعد بدون اینک بدونم برداشته مامانم بلاکش کرده

ابروم رفت قشنگ میخواستم خودمو دار بزنم.

بعد اینها به کنار؛من اگه قرار باشه ازدواج کنم یا فعلا نامزد کنم از داداش بزرگش خوشم میاد تا خودش😐ولی اونها هم منو برا کوچیکه میخوان

مامانمم نظرمو پرسید سعی کردم بگم که از داداشش بیشتر خوشم اومده ولی میدونم راضی،نمیشه

چون کار ثابتی نداره؛اصلا اینده نگر نیست و کیس خوبی برای ازدواج نیس از ایم جهت؛ولی شخصیت خوبی داره . . 

بعد یه مشکل بزرگتری که دارم و به لطف مامانم به وجود اومده قرار شده بیان خونمون خاستگاری و اصلا اماده نیستم😐



نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

منم ی مورد مشابه شما داشتم ی کم متفاوت تر 

دوتا داداش بودن داداش بزرگه  منو دوست داشت ولی منتظر فرصت بود ک مطرح کنه تو این زمان داداش کوچیکه واسطه فرستاد برای خواستگاری  و ظاهرا خیلیم عاشق و شیدا بود 

منم ردش کردم 

داداش بزرگه هم دیگه هیچ اقدامی نکرد 

هر کدوم رفتیم دنبال زندگی خودمون 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792