2777
2789
عنوان

خاستگار

92 بازدید | 2 پست

دلم گرفته میخام حرف بزنم 

هر روز تو زندگیم دردسر دارم از دست مادرم 

یک سال پیش پسر عموم امد خاستگاری من قبول نکردم واسه اینکه پسر خوبی نبود اخلاق نداشت . بد دل بود . مادرم خیلی اذیتم کرد که به زور ازدواج کنم ولی با تمام قدرتم جنگیدم . گریه کردم اونم موفق نشد و همه چی تموم شد . بعد چند وقت کلا همه چی خوب شد تا اینکه دختر داییم و دختر خالم که بچه تر از من بودن  عقد بستن 

مادرم خیلی بهشون حسادت میکنه که خالم و داییم  داماد دار شدن    

اینقدر حسادت میکنه که بدگویی دامادهاشونو همه جا میکنه 

بعد منو سرزنش میکنه که پسر عموت باید قبول میکردی 

میدونه اون اصلا آدم خوبی نیست میخاد روزگار منو سیاه کنه میدونه با اون خوشبخت نمیشم ولی باز هر روز سرزنشم میکنه 

به خدا آرزوی مرگ خودمو از ته دل کردم 😭😭😭

خدا این جور مادری به هیچ کس نده  


عزیزم.سخته ولی سعی کن تا از کسی مطمئن نشدی ازدواج نکنی بخاطر هر ننه قمری..حالا هرکی میخواد باشه.بخدا از چاله تو چاه افتادنه

میشه برای شفای خواهرم دعا کنید ممنونم  

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز