2777
2789
عنوان

خاستگار

95 بازدید | 2 پست

دلم گرفته میخام حرف بزنم 

هر روز تو زندگیم دردسر دارم از دست مادرم 

یک سال پیش پسر عموم امد خاستگاری من قبول نکردم واسه اینکه پسر خوبی نبود اخلاق نداشت . بد دل بود . مادرم خیلی اذیتم کرد که به زور ازدواج کنم ولی با تمام قدرتم جنگیدم . گریه کردم اونم موفق نشد و همه چی تموم شد . بعد چند وقت کلا همه چی خوب شد تا اینکه دختر داییم و دختر خالم که بچه تر از من بودن  عقد بستن 

مادرم خیلی بهشون حسادت میکنه که خالم و داییم  داماد دار شدن    

اینقدر حسادت میکنه که بدگویی دامادهاشونو همه جا میکنه 

بعد منو سرزنش میکنه که پسر عموت باید قبول میکردی 

میدونه اون اصلا آدم خوبی نیست میخاد روزگار منو سیاه کنه میدونه با اون خوشبخت نمیشم ولی باز هر روز سرزنشم میکنه 

به خدا آرزوی مرگ خودمو از ته دل کردم 😭😭😭

خدا این جور مادری به هیچ کس نده  


عزیزم.سخته ولی سعی کن تا از کسی مطمئن نشدی ازدواج نکنی بخاطر هر ننه قمری..حالا هرکی میخواد باشه.بخدا از چاله تو چاه افتادنه

میشه برای شفای خواهرم دعا کنید ممنونم  

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز