دوستان من دیروز اصلا حالم خوب نبود اصلااااا گفتم دارم میمیرم خودم حال نداشتم ساعت 4مامانم بر داشته زنگ زده به شوهرم که بارانا حالش خوب نیس اونم گفته الان میام بعدش به من زنگ زد که چت شده و اینا بعدش هم اس داد که چرا حال خانومم بده
منتظر بودیم که بیاد ساعت 11شب اومده خونه منم ناراحت بودم از دستش خب پتوم رو کشیدم سرم برگشته به من میگه چته توهم هزارتا بدبختی گرفتاری دارم حالت بده الان چیکار کنم من!!!
دوستان با این جور شوهرها چجوری باید رفتار کرد نه به اون زنگ ها و اس هاش و نه به این رفتارش خیلی دلمو شکوند