تو این ده سال ازدواجمون هروقت کار داشتیم باردار بودم یا هرچی مادرشوهر من خودش رو زد به مریضی زانو درد راه دوری دخترم تشنج کرد قهر کرد چرا گوشی رو قطع کردم مریض میشه نمیاد آبله گرفتم دید همسر دست تنهاست از پس ۲تا بچه برنمیآید میگه راه دوره و ...ولی برای گشت و گذار خوبه الآنم ۳ش قرارع بیان ماشینشون رو بزارن پارکینگ ما برن شمال
چی بگم بهشون؟؟؟مگه شوهر من پیرسون نیست همیشه مادر بدبخت من اومده از خونه زندگیش زده.
دارم میترکم آنقدر بی ارزش میکنن ما رو