من اصلاً به اين چيزها اعتقادي نداشتم ولي از بعد از ازدواجم اينطوري شدم كه همه پيشرفتم متوقف شد . اصلاً همه دوروبري هامات موندن . مشكلات عظيمي سر راهم سبز شد كه با لطف خدا با زحمت و مشقت و خون دل يكي يكي برطرف شد هنوز اثراتش هم هست ولي شوهرم ميگه بستنت ! من اولين بار بستن رو از دهن اون شنيدم اخه مادرشوهرم خيلي اهل اين چيزاست . يه پاش پيش فالگيره يه پاش پيش جادو گر و دعا نويس . چپ و راست هم هي دعا ميگيره . چند بار تو وسايلش بطور اتفاقي طلسمهاي مختلف ديدم. همش انگشتر
ميگيره به اسم دعاهاي مختلف ميده شوهرم بزور دستش كنه همه را ديووونه كرده .